پایان سفرنامه یزد/شروع ماراتن پایان نامه
مرثیهای برای یلدایی که دیگر نیست
تفاوت «عاشورا» با «Ashura»؛ از زیبایی تا انزجار

در موتورهای جستجوگر، دو کلمه «عاشورا» و «Ashura» ما را با چه تصاویری روبه رو میکند...؟
تلخ و شیرین یک وبلاگ گروهی
همیشه اولینها شیرین بودهاند، هستند و خواهند بود حتی اگر آخرشان تلخ باشد -اولین سال راهاندازی ارتباطات 91 شیرین است حتی اگر پایان تلخ آن با فراغتمان از تحصیل گره خورده باشد- و همیشه باید به افرادی که در ثبت یک اولین سهیماند غبطه خورد...
ای دبستانیترين احساس من؛ باز گرد اين مشقها را خط بزن
واقعيتش اينه كه هميشه برای ما آغاز سال تحصيلی از دهه دوم مهر بوده (در خوشبينانهترين حالت) و ما هم برای اينكه اين رسم رو تأييد كنيم تبريك شروع سال تحصيلی رو چند روز پس از گذشتن مهرماه به سوی همه دوستان عزيز حواله میكنيم.
استعدادهای نداشتهای که فکر میکنیم هدر دادهایم!!!
من با استعداد بودم. يعنی هستم. بعضی وقتها به دستهام نگاه میكنم
و فكر میكنم كه میتوانستم پيانيست بزرگی شوم. يا يك چيز ديگر؛
ولی دستهام چهكار كردهاند؟ يك جايم را خاراندهاند،
چك نوشتهاند، بند كفش بستهاند، سيفون كشيدهاند و ….به خبری که هم اینک به دستمان رسید توجه فرمائید!!!
اعلام شد.
پیش بینی میشود پس از دیدن نمره این درس میزان مراجعه به وبلاگ کلاس و سایت دانشگاه به میزان قابل توجهی کاهش یابد چرا که تا پیش از این به نظر میرسید درصد بالایی از میزان مراجعه دوستان به وبلاگ به دلیل دریافت اخباری از امتحانات باشد که امیدواریم اینگونه نباشد و وبلاگ کلاس همچنان پربازدید بماند
اعلام نمرات دو درس از امتحانات
به امید کسب نمرههای خوب
انتخاب بریدههای برگزیده روزهای امتحان و ترمی که گذشت!
ديد مثبت و ماجرای روز دوم بعد از روز ارتباطات!!!
چندين سال قبل برای تحصيل در دانشگاه سانتا كلارا كاليفرنيا، وارد ايالات متحده شده بودم، سه چهار ماه از شروع سال تحصيلی گذشته بود كه يك كار گروهی برای دانشجويان تعيين شد كه در گروههای پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی بايد انجام میشد...
دقيقا يادمه از دختر آمريكايی كه درست توی نيمكت بغليم مینشست و اسمش كاترينا بود پرسيدم كه برای اين كار گروهی تصميمش چيه؟...
روز دوم بعد از روز ارتباطات!!!
در میان همه روزها از روز دوم بدم میآید...روز دوم بیرحمترین روز دنیاست، با هیچکس شوخی ندارد، چون همه چیز در روز دوم منطقیست...حقایق آشکار است و به هیچ وجه نمیتوان سر ِخود را شیره مالید...مثلاً روز اول مهر همیشه روز خوبی بود...
مخالفت چمران با نام گذاری یک میدان تهران به نام پدر علم ارتباطات ایران
اعلام تاریخ و ساعت برگزاری امتحانات پایان ترم
کتابی با دهها سوژه نو برای پژوهش در علوم ارتباطات و قرآن
کتاب «مبانی ارتباطات اجتماعی از منظر قرآن کریم» جای تامل و معرفی ویژه دارد،
چون به نظر میرسد فصل جدیدی را در علوم ارتباطات ما گشوده است که میتواند منشاء تولید پژوهشهای دیگر و نوشتن دهها کتاب و مقاله شود...
نویسنده کتاب یعنی احمد زرنگار که استاد دانشگاه است و از علوم و معارف قرآن برای دانشجویان میگوید، در این کتاب مانند کتابهای دیگرش به دنبال پر کردن خلاءیی در میان کتابهای موجود و محتواهای تولید شده است. کتاب «مبانی ارتباطات اجتماعی از منظر قرآن کریم» کتاب نو و جدیدی هم در حوزه ارتباطات و هم در حوزه علوم قرآنی است که نویسنده و محقق آن با مراجعه به بیش از 120 منبع دست اول آن را نوشته است.
آغـازی دوبـاره بر روزهای پر تـکرار زنـدگی
ما مسافرتهایمان را رفتیم و برگشتیم
فامیلهای دور و نزدیك را دیدیم و شهرهایمان را دوباره پر از خاطرهها كردیم
روستاهایمان را پر از بهار و شكوفه نگاه كردیم
و عین خیالمان نبود كه دوباره باید برگردیم و باز هم همان حرفها
و همان كارهای همیشگی را كه نامش زندگی است تكرار كنیم...
بهانههايی برای زندگی/ اساتيد ارتباطات از ديد يك دانشجوی ارتباطات
... با اجازه همه، اين عزيزان را اساتيد ارتباطات میدانم، ارتباطات تنها دانستن و يادگرفتن چند نظريه و ... نيست ارتباطات همان حسهای قشنگی است كه برخی با زبان بیزبانی به ما میآموزند اينها اساتيد ارتباطاتتند حتی اگر «ارطباتاط»!!! را اينگونه بنويسند.
نمایش پایان نامه های برتر مطبوعاتی در نمایشگاه نشریات تخصصی
به گزارش ستاد خبری اولین نمایشگاه نشریات تخصصی، بر همین اساس دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها در معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد از میان 770 پایان نامه موجود در کتابخانه این مرکز ، 50 پایان نامه برتر مرتبط با رسانهها را جهت استفاده دانشجویان این رشته در نمایشگاه نشریات تخصصی به نمایش خواهد گذاشت.
در میان این آثار ، پایان نامههای برخی از سرآمدان و بزرگان حوزه رسانه امروز کشور نیز به چشم میخورد که در جای خود قابل تامل است.
بنابر این گزارش، 20 جلد از این پایان نامهها مربوط به موضوع رسانههای گروهی ، 22 جلد درخصوص مطبوعات به نمایش در می آید.همچنین در رشته های خبرنگاری و روزنامه نگاری نیز 10 پایان نامه در دسترس بازدیدکنندگان قرار خواهد گرفت.
گفتنی است اولین نمایشگاه نشریات تخصصی از 14 اسفندماه به مدت یک هفته در مرکز آفرینشهای فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (سالن حجاب ) برگزار می شود.
پایانی بر اعتماد مردم به صداوسيما

باز هم صداوسيمای ايران در آزمون ديگری سرشكسته بيرون آمد. انگار مسئولان اين سازمان پرطمطراق نمیدانند در عصر ارتباطات هستند و در این خیال هستند که اگر آنها موضوعی را پنهان كنند و تيغ تيز سانسور خودشان را بر روی آن بكشند ديگر هيچ رسانهای به آن دسترسی نخواهد داشت...!
تاثیر رسانههای اجتماعی بر سبک زندگی کاربران اینترنت

روش شبهه افکنی رسانهها در ذهن مخاطب + تصاویر
تکنیک های عملیات روانی در حوزه ی رسانه و خبر، قالب های ارائه ی هدفمند اطلاعات است که با هدف گیری ضمیر ناخودآگاه، ذهن مخاطب را به مسیر دلخواه سردمداران یک رسانه سوق می دهد.
متن حاضر که توسط پژوهشگر حوزه جنگ نرم، احمد قدیری (emailghadiri@gmail.com) نگاشته شده، اولین شماره از مجموعه 9 گانه در این خصوص است .
حکایت وقت رسیدن مرگ....
با توجه به اینکه سوژه جدیدی نیست (البته سوژه که چه عرض کنم الا ماشاءالله تا دلمان بخواهد هست) ولی دل و دماغی برای پرداختن به آنها وجود ندارد فعلاً از این داستانهای کوتاه و آموزنده لذت ببریم تا بعد...
مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...
طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد ...
مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ...
اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ...
مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره ...
توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...
مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...
مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست
و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...
مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!
بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!
صدای غیییییییییيژژژژژژژژژژژ موتور گازی!!!
يهو ميبينه یک موتور گازی ازش جلو زد!
خيلی شاكی ميشه، پا رو ميگذاره رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه.
یک مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه موتور گازيه غيييييیییییژژژژژ ازش جلو زد!
ديگه پاک قاطی میکنه با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه.
همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!!
طرف كم مياره، ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده. خلاصه دوتایی واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو موتوريه، ميگه: آقا ! من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!
موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه:
والله ... داداش... خدا پدرت رو بيامرزه وایستادی!...کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت!
نتیجه اخلاقی:
اگه میبینید بعضیها در کمال بیاستعدادی پیشرفتهای قابل ملاحظهای دارند، ببینید کش شلوارشان به کدام مدیر گیر کرده...!
حاشیههای اولین روز دانشگاه در شهر قنات و قنوت و قناعت
اولین روز دانشگاه روز سختی بود چرا که توضیحات گیج کننده برخی اساتید در مورد نحوه انتخاب واحد دانشجویان سختی آن را بسیار بیشتر از چاله چولههای ذهنمان، که بر اثر درس خواندنهای ترم گذشته ایجاد شده بود، کرد. ........
نکته جالب روز اول دانشگاه همین انتخاب واحد جالب انگیزناک دوستان بود (که خودم هم جزءشان هستم) بله! برخی از دوستان ورودی ترم اول یا همان مهر ماه، واحدها و کلاسهایی که برای ورودیهای نیمه دوم یا ترم بهمن ماه ارائه شده بود را انتخاب کرده بودند که سردرگمی دانشجویان را در پی داشت. به طوری که با اینکار برخی کلاسها سه یا چهار نفره بودند و برخی دیگر سی تا چهل نفره!!!
اما با همه این تناقضات و جوابهایی که قانع کننده نبودند کلاسها برگزار شد و البته زمان زیادی از کلاسها به بحث در مورد نحوه صحیح انتخاب واحد گذشت. اولین درس روز جمعه درس سمینار با استاد مزیدی بود، وی توضیحاتی در مورد درس سمینار ارائه داد و گفت اگر دانشگاه اجازه بدهد برای این درس امتحان کتبی پایان ترم گرفته نخواهد شد. البته اگر دانشگاه قبول کند!!!( ما که در دوره کارشناسی این درس رو پاس کردیم امتحانش open بود).
کلاس سمینار برای ورودی های ترم مهر کلاس غریبی بود چرا که تنها پنج نفر از ورودیهای این ترم در کلاس حضور داشتند و بقیه دوستان سر کلاس آمار حاضر شده بودند و در حال یادگیری «خی دو، واریانس، کووواریانس و...» کسب تلمذ میکردند، حجم غالب کلاس سمینار را دانشجویان ورودی بهمن ماه تشکیل داده بود. البته اگر زیر چشمی نگاهی به همین پنج نفر ورودی مهر ماه انداخته می شد میتوانستیم فخر را از حرکاتشان نسبت به ورودیهای جدید ببینیم!!!
روز اول دانشگاه روز جالبی بود؛! ساعت دوم که درس جامعه شناسی سیاسی ارتباطات داشتیم استاد مرتضوی به جای استاد میمندی سرکلاس حاضر شد و به بیان توضیحاتی در مورد این درس پرداخت. چیزی که به ذهن میرسد این است که معلوم نیست دانشجوی بیچاره میخواهد از این درس چه چیزی یاد بگیرد تا به وسیله آن جامعه را به سمت حرکت به سوی جهان اولی شدن سوق دهد. نکته جالبتر این کلاس تعداد دانشجویان کلاس بود که متشکل از سه خانم و دو آقا بودند.
تا یک شاخ از تعجب روی سر همه سبز نشده است این را هم بگویم که تعداد کم دانشجویان در کلاس جامعه شاسی سیاسی ارتباطات (که جا داشت بین این سه کلمه چند کلمه دیگر هم چپانده می شد) در راستای کیفیسازی آموزشی نبوده بلکه صرفاً یک اشتباه در انتخاب واحد باعث شده تا تعداد دانشجویان کلاس در حد استاندارد باشد وگر نه حضور چند ده نفری در این کلاس در هفته آینده دور از انتظار نیست.
کلاسهای بعدازظهر نیز با درس مدیریت ارتباطات جمعی شروع شد و استاد مرتضوی نحوه امتحان و نیز سمیناری که باید ارائه شود را توضیح داد و گفت امتحان پایان ترم 10 نمره خواهد داشت و 4 نمره مربوط به سمینار و 6 نمره هم آزمون میان ترم است که خرداد ماه گرفته خواهد شد.
زنگ دوم!!! هم درس spss یا کاربرد نرمافزارهای کامپیوتری در پژوهشهای ارتباطی برگزار شد که تا ساعت 19:30 ادامه داشت ........
روز اول دانشگاه حضور نیافتن چند نفر از همکلاسیها بد جور توی چشم بود که به دلیل مسائل امنیتی(همان حضور غیاب اساتید) از آوردن اسمشان معذورم که البته عدم حضور سعید مختاریان به دلیل انتقالی گرفتن بود و ظاهراً بقیه روز اول دانشگاه را در غیبت به سر بردند.
آسيب شناسی و تيپولوژی امتحانی دانشجويان ارتباطات يزد 91
اگر از صد نفر «ايرانی» پرسيده شود، پس از شنيدن كلمه امتحان چه چيزی به ذهنتان میرسد؟ و به آنها گزينههايی همچون اضطراب، شب نخوابيدن، جزوه گرفتن از همكلاسیها و التماس به استاد برای گرفتن نمره را بدهی 90 نفر آنها بدون مكث و درنگ میگويند تقللللللب!!! و لام آن را به حدی با ضمه مشدد میگويند كه شيرفهم شوی گزينه تقلب را جا انداختهای. تقلب بخشی از ذات امتحان است و هيچ نيازی به كتمان آن نيست اما پرداختن بيش از اين به آن در اين نوشته هم جايز نخواهد بود. اما؛ دانشجويان ارتباطات يزد ابعاد شخصيتی جالبی در زمينه امتحانی از تقلب تا نحوه پاسخگويی به سؤالات دارند كه در ادامه از برخی از اين جنبهها و زوايای پنهان رونمايی خواهد شد..... ادامهي مطلب را از دست ندهيد....
در تلویزیون آمریکا چه می گذرد؟ هرچقدر بی بندوبارتر، بهتر! + تصاویر
تلویزیون آمریکا آزادانه بی بندوباری را تبلیغ می کند و امروز جامعه آمریکا به شدت در بیبند و باری غرق شده است. اکنون فرهنگ جا افتاده به وسیله تلویزیون مبنی بر این اصل است که: "هرچقدر بی بندوبارتر، بهتر! " در نتیجه آمریکائی ها از اینکه روابط بی بند وبار متنوعی داشته باشند احساس غرور و موفقیت می کنند.


متغيرهاومقياسها/دوصفحه ترجمه زبان/كنفرانسهای گروهی تك نفره! و ديگر هيچ

چکش کاری نظریات ارتباطی
خبر مسرت بخش!
آدینهی گروههای تک نفره!
رونمایی از سوالات امتحانی ارتباطات و توسعه
خوشحالی زیرپوستی!ارمغانی از اصفهان: چهرهي مارشال! ....
متن کامل را در ادامهي مطلب بخوانید:
نوستالژی امتحانات سالهای دور کودکی و ميان ترم مبانی پژوهش
امتحانهايی كه هول و ولايشان تا روز گرفتن كارنامه، رهايمان نمیكرد.
يادم نمیرود ، مهر كه میرسيد و كم كم هوا سرد میشد و آفتاب كم رمق میتابيد و درست زمانی که سراغ لباسهای گرممان را از کمد میگرفتیم و روزهای تقويم يكی يكی ورق میخورد؛ پيش خودمان میگفتيم: حالا كو تا امتحانهای ثلثی!!! و بعدها هم ترمی …هنوز خيلی وقت داريم … .
همين حس ِ خيلی وقت داريم بود كه تنبلمان میكرد (و باعث شد سر از دانشگاه آزاد در بیاریم). كه دست و دلمان نمیرفت به خواندن دقيق و درست و حسابی درسها … اما آذر ماه كه میرسيد هشدار معلمها هم برای خواندن درس شروع میشد که بچهها امتحانا نزدیکن ها!!! و این «های» آخر را جوری ادا میکردند که تمام لذتهای گذشته را در دلمان از بین میبرد و ما میماندیم و کوله باری از کتابهای نخوانده، جدول ضرب حفظ نکرده و ... .تازه میفهميدیم قضيه جدی است و يك سوم سال تحصیلی در بازيگوشی و سر به هوايی ما گذشته است.
آن وقت بود كه آشوب میافتاد به دلمان و يادمان میافتاد به حرص و جوشهای گاه و بيگاه مادر كه میگفت:
«چشم به هم بزنی، امتحانها شروع میشود و تو میمانی و كلی كتاب نخوانده …»
آن وقت بود كه با كلی نگرانی میرفتيم سر وقت كتاب و دفتر و مینشستيم به شمردن روزهای مانده تا امتحان.
اين روزهای آذری، خاطره امتحان دوران مدرسه باز سرك كشید؛ مخصوصاً این حس زمانی بیشتر شد که امتحان میان ترم درس مبانی پژوهش دکتر مرتضوی را در پیش داشتیم و جنب و جوش دانشجویان همکلاسی بیشتر از گذشته شده بود و حتی این جنب و جوش در بزرگان کلاس( از لحاظ سنی) بیشتر به چشم میخورد.
با آمدن این حس باز همان شور ترس از امتحانات مدرسه شوری انداخت به دلم، نه! به دل همه!!! شوری که هنوز پس از سالها سرکی میکشد و میرود... .
راستی به روز امتحان اصلی فکر کردهایم! روز امتحان و سوال و جواب نزديك است! خيلی نزديكتر از آنكه حتی فكرش را بكنيم (این اصلاً ربطی به بحث آخرالزمان که این روزا مطرح شده نداره، کلاً گفتم!)
يادمان بماند آن روز را... .
تولد 20 سالگی پيامک (اس ام اس سابق)

ایده اولیه اس ام اس در یک پیتزا فروشی در دانمارک و در سال ۱۹۸۴ شکل گرفت. یک مهندس فنلاندی با دو تن از همکارانش در مورد این موضوع صحبت می کردند که یک سیستم پیام رسان بسازند که بتواند پیام های متنی را روی شبکه مخابراتی GSM انتقال دهد.
هشت سال بعد SMS تبدیل به یک استاندارد شد و اپراتور وودافون در بریتانیا نخستین جایی بود که این سرویس را پیاده سازی کرد.
بد نیست بدانید در سال ۱۹۹۵ یعنی سه سال بعد از تولد پیامک، این سرویس همچنان محبوب کاربران نبود و کاربران به طور متوسط در هر دو و نیم ماه فقط یک پیامک ارسال می کردند.
حالا ۲۰ سال از تولد اس ام اس گذشته و این پیامهای کوتاه تبدیل به بخش جدایی ناپذیر زندگی ما شدهاند.
راستی شما روزانه چند اس ام اس ارسال میکنید؟