"پايانِ باز"، نمونهي گوياي زندگي مخاطب در اثر است. نتيجهاي
كه گاه روايت را تا مدتها در ذهن مخاطب امتداد ميدهد. آزمون و خطاي حدس او به
همراه كنكاش در زواياي پنهان صحنههاي پيشين و بازبيني و بازسازي مداومِ آن در ذهن
براي رسيدن به نتيجهاي منطقي است. نتيجهاي كه هرچه هم به نظر بعيد برسد در روايتهاي
واقعي –و نزديك به واقعيت- ميتواند درست باشد. چرا كه در زندگي واقعي نيز هر
احتمالي ممكن است.
فناوري جديد جاي مخاطب را بيشتر باز كرده:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر؛ بسیاری از افراد پس از تماشای فیلم آرزو میکنند
که کاش به شکلی دیگر تمام میشد. این آرزو اکنون برآورده شده است.
دانشمندان دانشگاه پلمت انگلیس فیلمی را تهیه کردهاند که میتواند با کمک یک
فناوری جدید و بر اساس احساسات تماشاگران پایان متفاوتی داشته باشد. این کار با
کمک گیرندههایی صورت میگیرد که روی صندلی هر تماشاگر وجود دارد و پس از نصب شدن
به بدن او میتواند ضربان قلب، سیگنالهای مغز و شاخصهایی برای رصد کردن
ناخودآگاه او را ثبت و منتقل کند.
فناوری جدید با ارزیابی برآیند احساسات تماشاچیان به فیلم، پایان آن را به نحوی
تغییر میدهد که دلخواه آنها باشد.
فیلمی که به طور آزمایشی تولید شده است و «دنیاهای متعدد»
نام دارد، میتواند به شکلهای متفاوتی تمام شود. نحوه کار در این فناوری جدید به
این شکل است که نسخههای متفاوتی از فیلم از قبل تدوین میشود و پس از ارزیابی رویکرد
مخاطبان، نسخه مطلوب نمایش داده میشود.
نمايش قدرت انسان در اثري كه بازيگرانش داراي سرنوشت از پيش تعيين شده
نيستند...