پاسخ به دوست نادان با بهره گیری از ضرب المثلها
پاسخ به دوست نادان با بهره گیری از ضرب المثلها
از یکی از همکلاسیهام شنیدم یک نفر الکی خوش که برای شیطان هم پاپوش میدوزه و باد در کلاه افکنده و پاشنه دهنش را نکشیده ، جنگ زرگری راه انداخته و نمک خورده و نمکدان شکسته و گویا در هفت آسمان هم یک ستاره نداره و سازش با همه کوک نیست و سرش هم به کلاهش نمیارزه ، شتر سواری میکنه دولا دولا و بظاهر هم طبل توخالیست و هنوز غوره نشده مویز شده است .لقمه ای بزرگتر از دهن گلوگرفته و احتمالا هنوز دهنش بوی شیر میده و یه پاپاسی تو جیبش نیست و میخواد شمس العماره بخره و تازه پیشانی پلنگ را هم خوارانده و عقلش هم پاره سنگ ور داشته و بدون توجه به اینکه بداند زبان گوشت است و به هر طرف که بچرخانی میچرخد حرفهایی را زده که نباید بزند. پس برآن شدم تا با این دشمن بظاهر دوست کپی بزنم .
دوست عزیز نادان : از آن نوشته های آغازینت در ترم اول به آقای امامی که بیلش هزار من آب بر میداره و سالها بی قمقمه مشق کرده و دود چراغ خورده و آّب را زیر هفت طبقه زمین میبینه گفتم که برادر : مار خوش خط و خالی در وبلاگ پیدا شده پول نداده میان لحاف هم خوابیده ، حوض نساخته قورباغه پیداشده ، چه کنیم؟ آخه گدا را اگه رو بدیم ادعای قوم و خویشی میکنه گفت: آدم ناشی سرنا را از سر گشاد میزنه گفتم آخه پیازی پیدا شده که خودش را داخل میوه ها کرده گفت بی خیالش گفتم بیا گربه را دم حجله بکش ، مرگ یه بار و شیون یه بار و به یارو بگیم پیاده شو با هم بریم گفت آفتابه خرج لحیمه گفتم :آقای امامی شما خوب میدونی اگه نخوردیم نون گندم دیدیم دست بچه مردم آخرین حرفی که به من زد گفت سعید جان بی خیالش شو کم کم لق لق زبون میگیره و دودش تو چشم خودش میره و در همیشه به یک پاشنه نمیچرخه و اخرش طشتش از بام میافته . به من گفت شما تحمل کن نظرش را بنویسه با خودم میگفتم آب که از سر بالا بره قورباغه ابو عطا میخونه ، ببین سعید شترها را بغل کردند کبک هم پایش را بلند کرده . تصمیم گرفتم هیچ نگویم منتظر باشم .خودم را راضی میکردم که آو باید نوشته هاش را بذاره در کوزه و آبش را بخوره و نهایتا سعید جان صلاح مملک خویش را خسروان دانند.
هیچ نگفتیم و نگفتیم تا اینشد عاقبت . دوست نادان : اسب را گم کرده پی نعلش میگردی ؟ اول بچش بعد بگو بی نمکه . یادت ندادند که با کسی که علی گفتی دیگه عمر نگویی ؟ راستی بامی کوتاهتر از این وبلاگ پیدا نکردی ؟ میدونی تو اومدی پیش توپچی هم ترقه در میکنی ؟حیف .حیف درسی که میخونی . میدونی حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی .
دوست نادان : بی شک تو جوان هستی و هنوز چم و خم زندگی را طی نکردی و نمیدانی که چاقو دسته خودش را نمیبردو شاید ندانی که آقای امامی و امثال او جایی نمیخوابند که آب زیرشان بره و زرنگ تر از این حرفها هستند که به نوشته های بی محتوای تو خاموش شوند . ما ( همکلاسیها ) تا هستیم به ریش هم بستیم . و همه همکلاسیها سری از هم جدا هستیم . دوست نادان بهتر است بجای خار در چشم دیگران دیدن، تیر را در چشم خودت ببینی . تو پس از 17 سال درسخواندن (البته اگه مردود نشده باشی که بعید میدونم مردود نشده باشی ) بهت یاد ندادن که که نمک را باید خورد و نمکدان نشکست ؟ ما در این وبلاگ بدنبال ایده ها و ابتکارات و بهره برداری هستیم توبه بفکر تفرقه و سنگ اندازی و مانع تراشی ؟ مار خیلی از پونه خوشش میومد دم خونش سبز شد .از هر چه بدمون میومد به سرمون اومد . ولی بدون مار گیر را آخرش مارمیکشه .
اخه تو که اینقدر در کامنتت به استاد افشانی سبزی پاک کردی از دکتر افشانی یاد نگرفتی که درخت هر چه بارش بیشتر باشه سرش پایین تره ؟ گر چه استاد راه نفست را بست و نهایتا کاری کرد که زمستون رفت و رو سیاهی به ذغال موند شاید در اینده جایی بروی که عرب نی انداخت . هر چند خوب میدانم که توبه گرگ مرگ است و حالا علی (تو) مانده و حوضش .بهت ثابت شد که وقتی تو بگی "ف" همه بچه فرحزاد را همصدا هستند؟ و اما چند نصیحت بشنو از من :
-اگه به امید تفرقه هستی شتر در خواب بیند پنبه دانه
ولی دانشجوی فوق لیسانس اینکه مطلبی را بنویسی و بعد عذر خواهی کنی از یکسو جای خوشحالیست که امیدی به برگشتت پیدا شده ولی زبان گزیده بدتر از مار گزیده است ،زخم خوب میشه ولی جایش میمونه . صد تا دوست کمه ولی یک دشمن زیاده .ظالم پای دیوار خودشه میکنه .
تو از جمله آدمهایی هستی که همه را به کیش خود مپنداره اول هم کبکت خروس میخوند ولی حالا کاردت بزنند خونت نمیاد . ما هم کف دستمان را بو نکرده بودیم که سگ که را که چاق کنند هار میشه .
در پایان لازم است بدانی که :
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
سلام دوستان ِو همکلاسیهای عزیز .
