ارتباطات نود و یکی ها  لطفا نظر بدین

با عرض خدا قوت به دوستان هم‌کلاسی و آرزوی موفقیت در امتحانات

پیشنهادی مطرح است با این مضمون که با توجه به این که ترم آخر هست و دیگه فرصتی شاید پیش نیاد که همگی در کنار هم باشیم، پس از امتحان ارتباطات سازمانی روز چهارشنبه، برنامه‌ای تنظیم کنیم.

دوستان عزیز لطف کنین در خصوص موارد ذیل نظر بدهید:

برگزاری چنین گردهمایی؟ زمانش؟ مکانش؟ محتواش؟ مدعوینش؟ برنامه‌های خلاقانه؟ و ...

شاید هم یکی از دوستان که قبلا لاف اومده بود بخواد به قولش عمل کنه!

پیشنهاد من حضور در رستوران یکی از هتل سنتی های یزد هست و چهارشنبه پس از نماز مغرب و عشا (ساعت ۱۸ تا ۲۰)

دوستان هم کلاسی با ذکر نام لطفا آمادگی و حضور یا عدم حضورتون رو در قسمت نظرات مطرح کنین تا ببینیم چند نفر می شیم ضمنا نظراتی که به صورن خصوصی درج شود نمایش داده نخواهد شد.

=================================

اسامی کسانی که برای حضور اعلام آمادکی گردند:

۱- آقای عبدالحسینی

۲- آقای علیمرادی

۳- آقای یونس آبادی

۴- آقای جاویدی

۵- آقای حکیمیان

۶- خانم برزگر

۷- خانم فروتن

۸- خانم جلیلی

۹- خانم خاکی

۱۰- خانم رحیمی

۱۱- خانم خاکساریان

۱۲- خانم مطلق

۱۳- آقای دکتر افشانی

۱۴- آقای دکتر جعفری

۱۵- آقای دکتر مزیدی

۱۶- محمد امامی

۱۷- خانم خاکی

۱۸-- خانم پرزیوند

۱۹- آقای رضوانی اشکذری

۲۰- آقای کاکایی

و ؟

ضمنا زمان و مکان برنامه قطعی شد،‌نشانی به صورت پیامک به کسانی که اعلام آمادگی کردند اعلام خواهد شد.

وصف العیش، نصف العیش!

سراسیمه داشت خودش رو از سرمای سوزناک زمستانی زیر کلاه و شال‌گردن و پالتوی ضخیم می‌پوشوند که من سر راهش سبز شدم!

با لحنی جدی گفت: راستی دیدی سرانجام سن آقای «کای‌دو» محاسبه شده در امتحان تحلیل پیام‌های ارتباطی، کمتر از خانم «استاندارد» بود و متاسفانه این وصلت طبق قانون مورد تایید قرار نگرفت!؟

من که هنوز قیافه و لحن جدی هم‌تحلیلی (هم کلاسی درس تحلیل محتوا) در ذهنم قدم رو می‌رفت، تازه متوجه طنزآمیز بودن کلامش شده بودم،‌به رسم دیرینه و عادت معهود! پاسخ دادم: دوست عزیز هم‌تحلیلی! خیلی ناراحت نباش، به جاش آقای «اسکات» در سن بالای ۷۰ سالگی رفت به خونه‌ی بخت!

http://qudsonline.ir/Images/News/Smal_Pic/27-7-1391/IMAGE634861173034418009.jpg

پرسید: حالا ۲۰ می‌؛گیری ایشالا؟!

گفتم: ایشالا ایشالا ! بی حرف پیش! گوش شیطون کر، چشمش هم کور،‌زبونش هم لال! راستشو بخوای با این همه حل کردن تمرین‌های مکرر در کلاس و خارج از کلاس که جونمون رو بالا آورد و با اون پروژه که گذاشتم سر فرصت بعد  از امتحانات برم سراغش و تا سوم بهمن که فرصت دارم اون رو آماده کنم و همه‌ی دردسرهایی که برای این درس تحمل کردم، راستشو بخوای باید بیشتر از بیست هم بشم!

گفت: خوب الحمدلله! منم خودم رو کشتم! پنج شیش صفحه‌ی امتحانی نوشتم و به نظر خودم ۲۰ می‌گیرم، ولی خوب قاعدتا نظر استاد از نظر من مهم‌تره! البته یکی از دوستان خیلی محترمانه! می‌گفت «به همین خیال باش»! پرسیدم چرا؟ دوستم توضیح داد که استاد محاله به کسی ۲۰ بده!

گفتم: خیلی هم بدبین نباش! ولی به هر حال میگن «وصف العیش، نصف العیش»!

این شعر رسیده (شاعر:لاادری) هم برای خالی نبودن عریضه و رفع خستگی امتحان نخست تقدیم می‌شود:

ادامه نوشته

شب امتحان و نمونه تمرین محاسبه‌ی ضریب اسکات

شب امتحانی تلفنم مرتب زنگ می‌زنه:

آقا جواب تمرین‌ها رو حل کردی؟

فرمول اسکات همه رو گیج کرده!

فرمولی که به ما داده اند فرمول اسکات هست یا کاپا؟

توی این فرمول باید کل حجم نمونه رو بذاریم یا حجم نمونه‌ی مورد بررسی رو؟

این po و pe چه جوری به دست میاد؟

توی کسر یکی از این فرمول‌ها من یه جا نوشتم  یک منهای po یه جا دیگه نوشتم یک منهای pe ، کدومش درسته؟

خوب داری می‌خونی‌ها !

آقا جواب تمرین‌ها آماده نشد ؟!

و ....

به خودم گفتم واقعا همگی خسته نباشیم !

به هر حال فکر کردم یکی از تمرین‌های مربوط به آزمون اسکات رو اینجا بذارم شاید مفید باشه هرچند قبلا هم آزمون اسکات رو در اینجا گذاشتم و معلوم نیست چند نفر موفق بشن این تمرین رو ببینن! ولی خوب دیگه کاری از دست من برنمیاد!

نمونه تمرین برای آزمون اسکات:

یک دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات قصد تحلیل محتوای سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح کشور را دارد، او برای اطمینان از نوع مقوله سازی و برآورد آماری آن‌ها،‌نیازمند کسب نظرات دو محقق دیگر است، تا محاسبات آنها را با نتایج خود مقایسه نموده و نسبت به شیوه‌ی انجام تحقیق به نتیجه‌ی نهایی برسد.

لذا با توجه به اطلاعات زیر ، مقدار ضریب اسکات را محاسبه نمایید:

سرمقاله‌های روزنامه همشهری: n= ۵۶۴

مقوله‌ی مورد بازبینی: رویکرد مقاله) توصیفی - تفسیری - تحلیلی - تحقیقی

n۱= ۲۰٪ = ۱۱۳

عدم توافق = ۱۸

توافق = ۹۵

---------------------------------------------------------------------

حاشیه‌ای برکلاس جبرانی تحلیل پیام: نکته‌هایی پیرامون «ارتباطگری»

روز یکشنبه پس از اینکه کلاس درس حقوق بین‌المللی ارتباطات به پایان رسید، فرصتی دست داد تا در کلاس جبرانی درس تحلیل محتوای پیام‌های ارتباطی شرکت کنم.

این جلسه تقریبا به سمیناری اختصاص یافت که دوست و برادر عزیز همکلاسی‌مان جناب آقای محمدرضا جاویدی آن را ارائه می‌کرد. جاویدی عزیز همچون همیشه، سرحال و قبراق و با نشاط و مسلط به ابزارهای ارتباطی و با مطالب روزآمد سکان اداره‌ی کلاس را بر عهده گرفته بود.

معرفی نوآوری‌ها و برخی از فناوری‌های نو که می‌تواند تحلیل محتوای پیام‌های ارتباطی را تا حد بسیار زیادی تسهیل کند، موضوع جذابی بود که برای بسیاری از حاضران کلاس که تعداد آنان از کلاس‌های همیشگی بیشتر بود، تازگی داشت.

آن‌چه موجب شد این چند خط یادداشت را در این وبلاگ با شما عزیزان و همچنین با دوست عزیزمان آقای جاویدی مطرح نمایم رویداد و واکنش‌هایی بود که در این کلاس رخ داد.

شاید قابل پیش‌بینی بود سخن گفتن از .... متن کامل را در ادامه ی مطلب بخوانید

ادامه نوشته

پروپوزال‌ها یکجانبه محکوم به نقص هستند ...

این روزها من و برخی از دوستان پروپوزال‌های خود را به گروه تحویل داده و در انتظار فرصتی بودیم تا در حضور گروه بررسی کننده و استاد راهنما به دفاع از پروپوزال خود بپردازیم، ولی با کمال تاسف این فرصت برای ما فراهم نشد.

به صورت پیامکی به ما وقت تماس دادند و به صورت تلفنی و یکجانبه ایرادهایی به پروپوزال مطرح شد و بررسی پروپوزال اصلاح شده نیز به دو هفته بعد موکول شد! به همین راحتی و سادگی!

صحبت بر سر بی نقص بودن پروپوزال‌ها نیست، صحبت بر سر این است که کاش فرصتی فراهم می شد تا هر یک از ارائه دهندگان پروپوزال بتوانند با حضور استاد راهنما و گروه بررسی کننده از پروپوزال خود دفاع کنند.

اما  به نظر شما چنین فرایندی می‌تواند مورد قبول و پذیرش علمی و قابل دفاع باشد؟ راستی نظر شما چیست؟

آغاز دومین سال حیات وبلاگ ارتباطات ۹۱

یک سال پیش، درست در چنین روزی آهنگ دلنشین همدلی، همراهی و همداستانی، در وبلاگ «ارتباطات ۹۱» آغاز شد.

فراز و نشیب‌ها، فراز و فرودها، ملایمات و ناملایمات، نازکتر از گل‌ها و درشتگویی‌ها، مهربانی‌ها و بی‌مهری‌ها، تلاش‌ها و کم‌کاری‌ها، فعالیت‌ها و انفعال‌ها، میدان‌داری‌ها و گوشه‌گزینی‌ّها، لطف‌ها و کم لطفی‌ها، حضورها و غیبت‌ها و خلاصه در هر شرایطی، وبلاگ ارتباطات ۹۱ از پای ننشست و این ماجرا رخ نمی‌داد مگر لطف و همت اغلب دوستان و همراهان، که حتی اگر فرصت درج مطلب نداشتند، با رهنمودها و همیاری‌های خود، ارتباطات ۹۱ را گرما و حیات و طراوت و نشاط می‌بخشیدند.

اینک که در آغاز دومین سال وبلاگ قرار گرفته‌ایم، جا دارد به نوبه‌ی خودم ، ضمن سپاسگزاری از یکایک هم‌کلاسی‌های ارجمند، به ویژه آنان که در این مدت اثری از خود در این وبلاگ به ثبت رسانده و گرمابخش این فضای همدلانه شدند، سپاسگزاری کنم.

همچنین از کلیه‌ی عزیزان همراه تقاضا می‌کنم با حضور و همیاری و مشارکتی بیش از پیش، وبلاگ خودتان ، ارتباطات ۹۱ را پویاتر، کارآمدتر و اثربخش‌تر سازید.

مناظره «فیلترینگ و شبکه‌های اجتماعی» برگزار شد + فایل صوتی

مناظره «فیلترینگ و شبکه‌های اجتماعی» در قالب برنامه رودرو از سوی  بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال دوشنبه ۶ آبان ماه در این دانشگاه برگزار شد.

به گزارش رسانه‌های اجتماعی، جواد افتاده کارشناس و تحلیل‌گر رسانه‌های اجتماعی و روح الله مومن نسب، فعال و کارشناس فضای مجازی به صورت «رو در رو» درباره فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی در ایران به مناظره پرداختند.

فایل صوتی این مناظره را می‌توانید در اندازه‌های مختلف به شرح ذیل دانلود یا گوش کنید:

فایل کامل مناظره با زمان حدود یک ساعت و ۳۰ دقیقه و حجم ۴۰ مگابایت:
دانلود فایل کامل (۴۰MB)

فایل سه قسمتی مناظره با زمان‌های حدودا ۳۰ دقیقه‌ای و حجم‌های ۱۰ مگابایتی:

دانلود قسمت اول (۱۰٫۵MB)

دانلود قسمت دوم (۱۰٫۵MB)

دانلود قسمت سوم (۱۰٫۵MB)

چگونه درس روش تحقیق را انتخاب کنیم؟

برخی از دوستان رشته ی علوم ارتباطات اجتماعی می پرسند که برای انتخاب درس روش تحقیق چه باید بکنند؟ من از آقای دکتر مرتضوی پرسیدم ایشون فرمودند باید حضوری بیایند و از گروه مدیریت یا حقوق این درس رو انتخاب کنند.

اما به نظرم با یک روش ابتکاری میشه این مشکل رو از راه دور هم حل کرد!

این روش به این شکل هست که شما وقتی در سیستم ثبت نام و انتخاب واحد نام کاربری و رمز عبور رو درج کردین، به جای ورود به قسمت دانشجو، به قسمت میهمان وارد بشین و اونجا کد درس روش تحقیق مندرج در برنامه یکی از گروهها رو یادداشت کنین و بعد خارج بشین و این بار از قسمت دانشجویی خودتون وارد بشین و کد درس روش تحقیق رو در کادر مخصوص انتخاب درج کنین و انتخاب واحد کنین! به همین سادگی!

برخی از کلاس های روش تحقیق که ارائه شده بدین شرح هست:

گروه مدیریت بازرگانی: کد ۳۵۹ روز پنجشنبه ۱۴ تا ۱۶ - استاد: سیدحسن حاتمی نسب

گروه مدیریت مالی کد ۲۷۲ روز پنجشنبه ۸ تا ۱۰ - استاد: آقای حسن دهقان دهنوی

گروه حقوق خصوصی کد ۲۴۳ روز شنبه ۱۶ تا ۱۸ و کد ۲۴۴ روز شنبه ۱۸ تا ۲۰- استاد: ؟

گروه حسابداری کد ۲۳۱ روز پنجشنبه ۱۶ تا ۱۸  - استاد: ؟

گروه حقوق جزا و جرم شناسی کد ۴۰۹ روز چهارشنبه ۸ تا ۱۰ و کد ۴۱۰ همانروز ۱۲ تا ۱۴ - استاد: آقای سعید دریایی

گروه روانشناسی بالینی کد ۲۹۷ روز پنجشنبه ۱۸ تا  - ۲۰ - استاد: خانم سمیه کهدویی

گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی کد ۴۸۷ روز جمعه ۱۴ تا ۱۶ - استاد: خانم پروانه نخعی

یک پیشنهاد در باره‌ی ابهام‌های موضوع پایان نامه

دوستان عزیز چون مهلت تعیین شده برای ارائه‌ی موضوع پیشنهادی برای پایان نامه تا پایان شهریور اعلام شده، و برخی از دوستان در این خصوص دچار ابهام‌هایی هستند یا پرسش‌هایی دارند، پیشنهاد می‌شود هر یک از دوستان در بخش نظرات این پست، ابهام‌ها و پرسش‌های خود را مطرح کنند تا چنانچه هر یک از هم کلاسی‌ها توانستند پاسخ دهند و هنگامی نیز که ابهام ها و پرسش ها جمع آوری شد، پاسخ آن ها از مدیر گروه پرسیده شود و به اطلاع همگان برسد.

از حسن توجه و اعلام نظر هم کلاسی های ارجمند پیشاپیش سپاسگزارم .

`پس از نگارش: پرسش هايي كه تا كنون مطرح شده:

پرسش اول: در مورد فرم پيشنهاد موضوع پايان نامه:
آخر فرم، عنوان "طرح پژوهش" هست. و فقط يك خط جا گذاشته .
منظور از طرح پژوهش هميشه سرفصل ها و بخش هاي پژوهش بوده اينجا منظور چيه

پرسش دوم: موضوع هایی که ارائه می شود طی چه مدتی تصویب و نتیجه‌ی آن اعلام می‌شود؟

پرسش سوم: ؟

پاسخ به دوست نادان با بهره گیری از ضرب المثلها

پاسخ به دوست نادان با بهره گیری از ضرب المثلها

از یکی  از همکلاسیهام شنیدم  یک نفر الکی خوش که برای  شیطان هم پاپوش میدوزه و باد در کلاه  افکنده و پاشنه دهنش را نکشیده  ، جنگ زرگری راه انداخته و نمک خورده و نمکدان شکسته  و گویا در هفت آسمان هم یک ستاره نداره و سازش با  همه کوک نیست و سرش هم به کلاهش نمیارزه ، شتر سواری میکنه دولا دولا و بظاهر هم  طبل توخالیست و هنوز غوره نشده مویز شده است .لقمه ای بزرگتر از  دهن گلوگرفته و احتمالا  هنوز دهنش بوی شیر میده و یه پاپاسی  تو جیبش نیست و میخواد شمس العماره  بخره و تازه پیشانی پلنگ را هم خوارانده  و عقلش هم پاره سنگ  ور داشته  و بدون توجه  به اینکه بداند زبان گوشت  است و به هر طرف که بچرخانی  میچرخد حرفهایی را زده  که نباید بزند. پس برآن شدم  تا با این دشمن بظاهر دوست  کپی بزنم .

دوست عزیز نادان : از آن نوشته های آغازینت در ترم اول  به آقای امامی  که بیلش هزار من آب بر میداره و سالها بی قمقمه مشق کرده و دود چراغ  خورده و آّب را زیر هفت طبقه زمین میبینه گفتم  که برادر : مار خوش خط  و خالی  در وبلاگ پیدا شده  پول نداده میان لحاف هم خوابیده  ، حوض نساخته  قورباغه پیداشده ، چه کنیم؟ آخه گدا را  اگه رو بدیم ادعای قوم و خویشی  میکنه  گفت: آدم ناشی سرنا را از سر گشاد میزنه  گفتم  آخه پیازی پیدا شده  که خودش را داخل میوه ها کرده  گفت بی خیالش   گفتم بیا گربه را  دم حجله بکش ، مرگ یه بار و شیون یه بار  و به یارو بگیم پیاده شو با هم بریم گفت آفتابه خرج لحیمه گفتم :آقای امامی شما خوب میدونی اگه نخوردیم نون گندم دیدیم دست بچه مردم  آخرین حرفی که به  من زد گفت  سعید جان  بی خیالش شو کم کم لق لق زبون میگیره  و دودش تو چشم  خودش میره و در همیشه به یک پاشنه  نمیچرخه  و اخرش طشتش از بام میافته . به من گفت شما تحمل کن نظرش را بنویسه  با خودم میگفتم  آب که از سر بالا بره قورباغه ابو عطا میخونه  ، ببین سعید شترها را بغل کردند کبک هم پایش را بلند کرده  . تصمیم گرفتم هیچ نگویم منتظر باشم .خودم را راضی میکردم که آو باید نوشته هاش را بذاره در کوزه و آبش را بخوره و نهایتا سعید جان صلاح مملک خویش را خسروان دانند.

هیچ نگفتیم و نگفتیم تا اینشد عاقبت . دوست نادان : اسب را گم کرده  پی نعلش میگردی ؟ اول بچش بعد بگو بی نمکه . یادت ندادند  که با کسی که علی گفتی  دیگه عمر نگویی ؟ راستی بامی کوتاهتر از این وبلاگ پیدا نکردی ؟  میدونی تو اومدی پیش توپچی  هم ترقه در میکنی ؟حیف .حیف درسی که میخونی . میدونی  حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی .

دوست نادان : بی شک تو جوان هستی  و هنوز چم و خم زندگی را طی نکردی  و نمیدانی  که چاقو دسته خودش را نمیبردو شاید ندانی  که آقای امامی  و امثال او جایی نمیخوابند  که آب زیرشان بره  و زرنگ تر از این حرفها  هستند  که به نوشته های بی محتوای  تو خاموش شوند . ما ( همکلاسیها ) تا هستیم  به ریش  هم بستیم . و همه همکلاسیها  سری از هم جدا هستیم  . دوست نادان  بهتر است بجای خار در چشم  دیگران  دیدن، تیر را در چشم خودت  ببینی  . تو پس از 17 سال درسخواندن (البته اگه مردود نشده باشی  که بعید میدونم مردود نشده باشی )  بهت یاد ندادن که  که نمک را باید خورد و نمکدان نشکست ؟ ما در این وبلاگ  بدنبال ایده ها و ابتکارات  و بهره برداری  هستیم  توبه بفکر تفرقه  و سنگ اندازی و مانع تراشی ؟  مار خیلی از پونه  خوشش میومد  دم  خونش سبز شد .از هر چه بدمون میومد به سرمون اومد   . ولی بدون مار گیر را آخرش مارمیکشه .

اخه تو  که اینقدر در کامنتت به استاد افشانی سبزی پاک کردی  از دکتر افشانی  یاد نگرفتی که درخت  هر چه بارش بیشتر  باشه سرش پایین تره ؟ گر چه استاد راه نفست را بست و نهایتا  کاری کرد که زمستون  رفت و رو سیاهی  به ذغال موند  شاید در اینده  جایی بروی که عرب نی انداخت . هر چند خوب میدانم که توبه گرگ مرگ است  و حالا علی (تو) مانده و حوضش .بهت ثابت شد که وقتی تو بگی "ف" همه بچه فرحزاد را همصدا هستند؟ و اما چند نصیحت بشنو از من :

-اگه به امید تفرقه هستی  شتر در خواب بیند پنبه دانه  

ولی دانشجوی فوق لیسانس اینکه مطلبی  را بنویسی و بعد عذر خواهی کنی از یکسو جای خوشحالیست  که امیدی به برگشتت پیدا شده ولی زبان گزیده بدتر از مار گزیده است ،زخم خوب میشه ولی جایش میمونه . صد تا دوست کمه  ولی یک دشمن زیاده .ظالم پای دیوار خودشه میکنه .

تو از جمله آدمهایی  هستی  که همه را به کیش خود مپنداره  اول هم کبکت خروس میخوند  ولی حالا  کاردت بزنند خونت نمیاد  . ما هم کف دستمان را بو نکرده بودیم  که سگ  که را که چاق  کنند  هار میشه .

در پایان لازم است بدانی که :

قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری

اينم يه نوع نظره ...

باسلام وآرزوی قبولی طاعات

منم باید در جواب این دوست عزیز بگم که وبلاگ ارتباطات و آقای امامی حلقه ارتباطی بچه ها ی91 می باشد. البته ما بیشتر مطالب علمی كلاس ها را به همدیگه ایمیل می کنیم. تا دست ديگران به این مطالب نرسد شب امتحان باید می دیدی همدلی، یک رنگی را در بین این عزیزان. الان هم که می بینی وبلاگمون شده مثل تابلو اعلانات به خاطر اینه که مطالب علمی رو هنوز نگذاشتیم تو وبلاگ. تو هم فقط کافیه برادریت رو اثبات کنی و مشخص بشه ارتباطی هستی اینم ازنوع 91 و همراه ما دو ترم تو یه کلاس بودی اون وقت است که من و دوستام برات سنگ تموم میذاریم. کلا ببخشید من زیاد نظر نمی دهم اگه خیلی تحت فشار بودم می نویسم بی نظرم. ولی الان اینقدر تحت تعصب بودم که گفتم بد نیست منم نظر بدم. فقط یه خواهشی که از شما دارم سعی نکن که بین بر و بچه های ارتباطی 91 تفرقه بیندازی که این خیلی بده. شما باید مشارکت خود را بیشتر کنید تا بتوانید از مطالب استفاده کنید. لطفا از من ناراحت نشوید اینم یه نوع نظره و منم اهل تعریف و تمجید نیستم.

التماس دعا

یک ابراز لطف و پاسخ آن

استاد ارجمند و محبوب جناب آقای دکتر سیدعلیرضا افشانی اخیرا با حضور و نظر خود این حقیر و سایر نویسندگان ارتباطات 91 را شرمنده ی محبت و حسن نظر خود ساخته اند. در ذیل متن این ابراز لطف و در ادامه پاسخ آن را بخوانید:

جناب آقای امامی

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات
اصولا یکی از دلایل مهمی که رسانه ها را یکی از ارکان دموکراسی می دانند قابلیت نقد است. البته «نقد» هم تعریف خاص خودش را دارد.
نگاهی گذرا به یادداشتهایی که دوستان درباره «دوست» نوشتند نشان میدهد که مسیر انتخابی شما درست بوده است. من فقط می خواهم بگویم اگر کسی «دوست» باشد نیازی نیست خودش را قایم کند، اگر هم «منتقد» است از چه چیزی می هراسد مگر شما قدرت خاصی دارید؟ ظاهراً نه.
من میخواهم بگویم شما قدرت خاصی دارید و آنهم حمایت افکار عمومی (همکلاسی هایتان) است. این دوست از اینکه توسط همکلاسی ها طرد و به قولی بایکوت شود می هراسد و از طرفی از این انسجام اجتماعی که در بین بچه های کلاس و به برکت این وبلاگ بوجود آمده، رنج می برد لذا تلاش خود را برای تخریب آن به کار می برد که واکنش شما می تواند ایشان را در دستیابی یا عدم دستیابی به هدفش موفق سازد یا با شکست روبرو کند.
نهایتا اینکه یادتان باشد بعضی از صحبتها را باید فقط شنید ولو از یک «دوست» باشد.
آرزومند توفیق روزافزون

پاسخ: استاد ارجمند و محبوب جناب آقای دکتر افشانی ؛ با سپاس از ابراز لطفتان به وبلاگ و دوستان هم کلاسی، حسن توجه جناب عالی به محتوای این وبلاگ و رهنمودهایتان در مقاطع مختلف موجب سرور ماست و به آن می بالیم. همانطور که شما فرمودید صحبت ها را باید شنید و گاهی این صحبت ها می تواند وبلاگ و نویسندگان آن را در برابر رویدادهای پیش رو واکسینه نماید.
به هر حال به خاطر حضور و نظر ارزشمندتان در این وبلاگ صمیمانه سپاسگزاریم و امیدواریم بتوانیم به طور مستمر از هدایت ها و رهنمودهای مستمر جناب عالی بهره مند شویم.

فراخوان تولیدگرایان!

با سلام نظر به اینکه تنی چند از دوستان مصرف گرا برای دریافت هرگونه جزوه و پاسخ پرسش و ... اعلام آمادگی نموده اند، از دوستان تولیدگرا تقاضا می شود تولیدات خود را به ایمیل اینجانب (emami41@yahoo.com) ارسال نمایند تا در میان اعضای کلاس توزیع گردد.

ضمنا از دوستانی که ایمیل اینجانب به آنان نمی رسد تقاضا دارم ضمن درج نظر به صورت خصوصی ایمیل خود را برایم ارسال نمایند. با سپاس از همه ی دوستان به ویژه دوستان تولیدگرا!

چه خبر از جلسه آخر؟

جمعه 1392/03/10

روز آخر کلاسهای ترم

من:غایب

اساتید:حاضر

همکلاس ها:------------؟

دوستان حاضر در کلاسها،برای کسانی که غایب بودند،شرحی،نکته ای،یادآوری،جزوه ،امتحان و هر موردی که دانستن آن را بر غایبان لازم میدانید را بنویسید

"ورودی های بهمن مشارکت بفرمائید""

روز ارتباطات ؛  وقت همدلی

«روز ملی ارتباطات و روابط عمومی»؛ فرصت مغتنمی بود تا اصحاب ارتباطات و روابط عمومی، با قدرشناسی از این فرصت، بینش، دانش، آگاهی و مهارت های ارتباطی خود را ارتقا بخشیده و به تعالی «ارتباطات و روابط عمومی» کشور بیاندیشند.
فرصت مغتنمی که دانشگاه آزاد اسلامی یزد و به ویژه پردیس علوم و تحقیقات و به خصوص گروه ارتباطات به سردی از آن استقبال کرد و به تبع آن دانشجویان ارشد رشته علوم ارتباطات اجتماعی نیز  از این فرصت بهره ای نبردند و تنها این مناسبت دستمایه ای شد تا چند تن از دوستان دانشجو نکاتی را قلمی کرده و در این میان مرزهای دوستی را درنوردند ! و ضمن ورود به برخی محدوده های شخصی یکدیگر،  الفبای ارتباطات، یعنی «اخلاق» و «همدلی» را به فراموشی بسپرند!
در میان هیاهو و گرد و خاک ایجاد شده ، .....

ادامه نوشته

ادامه داستان روز ارتباطات ....

در مورد روز ارتباطات
معتقدم به مسئله وسع و توان و انتظاراتی که باید بر اساس اینها باشد و نه بیشتر که اگر بیشتر بود، محقق نمیشود و قابل سرزنش نیست که خداوند خالق از مخلوقش به اندازه توان انتظار دارد، تکلیف ما که روشن است.
بیایید ببینیم برای این روز بزرگ و با شکوه چه کسانی توان و وسع کمک داشتند و بزرگداشت این روز وظیفه بود برایشان و چه کردند.
دانشجویان ارتباطات
اساتید ارتباطات؟؟؟
گروه ارتباطات؟؟؟
روابط عمومی دانشگاه؟؟؟
و به همین ترتیب می توان مقیاس را بزرگ تر کرد
 تا آنجا که من اطلاع دارم دوستانی که از تهران به دانشگاه میان، مثل ....
ادامه نوشته

بررسي ناهنجاري‌هاي رفتاري در ورزشگاه‌ها/در میزگرد ایسنا مطرح شد؛

هوش عاطفی در محیط‌های ورزشی ضعیف است
همت واحد برای برخورد اصولی با ناهنجاری‌ها وجود ندارد

فحاشي و ناسزا، شعار عليه بازيكنان ، كادر فني و مديران ، كندن صندلي‌هاي ورزشگاه، شكستن صندلي‌هاي اتوبوس‌ها، استفاده از الفاظي كه سيماي ملي را مجبور به قطع صداي ورزشگاه مي‌كند، اتفاقي است كه در فوتبال اين روزهاي ما به چشم مي خورد. آيا ما بهترين تماشاگران دنيا را داريم؟ یا ما به عنوان متوليان فوتبال چه چيزي در اختيار تماشاگر قرار داده‌ايم كه انتظار داريم بهترين تماشاگر دنيا باشد؟

به گزارش خبرنگار ورزشی ایسنا- منطقه اصفهان، موضوع رفتار تماشاگران كه البته اخيرا از درگيري‌هاي فيزيكي به فاز شعارهاي لفظي و بد دهني رسيده، مدتي است كه به يك وضعيت عادي در فوتبال تبديل شده است. در سوي مقابل با مشاهده رفتار تماشاگران در ليگ‌هاي اروپايي كه حتي پس از شكست و باخت تيمشان بدون هيچ مشكلي به تشويق پرداخته و از ورزشگاه خارج مي‌شوند، اين سوال را به ذهن متبادر ميکند كه ريشه بي‌اخلاقي و ناهنجاري رفتاري هواداران در ورزشگاه‌های ما كجاست؟ براي پاسخ به اين سوال بايد كمي به عقب باز گرديم، شايد نگاهي به وضعيت يك تماشاگر و شرايط حضورش در ورزشگاه‌ - مثلا آزادي كه بهترين و بزرگترين ورزشگاه و به نوعي آبروي ما محسوب می شود- تا اندازه‌اي اين بي‌اخلاقي و كم بودن آستانه تحمل تماشاگران را توجيه كند.

سرویس ورزش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه اصفهان، در میزگردی با حضور "دكتر احمد پدرام"، رییس کمیته روانشناسی هیئت پزشکی ورزشی استان اصفهان، " دکتر وحید قاسمی"، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان و " محمد رضا کربکندی"، پیشکسوت فوتبال به بررسی ريشه‌ بسياري از ناهنجاری‌ها در ورزشگاه‌ها به ویژه در زمینه فوتبال پرداخته است که در ذیل به آن اشاره می‌شود.

ادامه نوشته

درس ها و عبرتهای ارتباطی عاشورا

با عرض تسلیت ایام سوگواری اباعبدالله الحسین (ع) و یاران وفادارش،‌

به نظر شما از عاشورا و نهضت حسینی،‌چه «درس‌ها و عبرت‌های ارتباطی» می‌توان گرفت؟