انتظار از علاقه مندان و پژوهشگران علم ارتباطات
علاقه مندان ارتباطات باید درتحقیقات خودروشهای جدید علمی وکارامد را درپیش گیرند.
مقدمه
پس از گذشت 22 سال از انقلاب، امروز بیش از پیش وجود یک خلاء تئوریک برای تحقق این امر، احساس می شود. بنابراین پس از پیدایش تحرک مذهبی، به وسیله انقلاب، در اقشار و سطوح مختلف مردم اولویت اول باید پرنمودن خلاء تئوریکی موجود برای اداره بخشها و شئون مختلف جامعه با ارایه روش و الگوی مناسب باشد. تحقق این کار بنیادین به دو مرکز عمده فرهنگی یعنی حوزه و دانشگاه سپرده شده است. وظیفه اصلی و اساسی حوزه های علمیه تولید افکار تکاملی(1) و هماهنگ سازی تفکر دینی و تولید اطلاعات تخصّصی، همچنین تولید و انجام کیفی تحقیقات نظری در عرصه ی دین و به حجیت رساندن احکام است.
ناکارآمدی تحقیقات موجود کشور
تحقیقاتی هم وجود دارند که با برخورد موردی به موضوع، توصیه هایی می نمایندو برای توصیه های خود ادلّه ای هم ارایه می دهند ولی هرگز نمی توانند آن پاسخ را در موضوعات دیگر یا شرایط دیگر به کار گیرند به عبارت دیگر علت پیدایش، تغییرات و از بین رفتن آن را نمی توانند پیش بینی کنند. یعنی به موضوع خارجی نظر دارند و به کمک تجربه نتوانستند موضوع را علت یابی کنند و علّتی که ذکر می کنند، علت روند نیست، بلکه علت یک حادثه است. این روش در واقع یک تجربه موضعی و موردی است که علم نامیده نمی شود(3) زیرا علم باید بتواند پیدایش، تغییرات، تکامل و اضمحلال یک موضوع را بیان کند.
این نوع بررسی که متأسفانه قریب به اتفاق به ویژه در علوم انسانی وبه تبع آن علم ارتباطات از این قسم است و منجر به ارایه ی معادله نمی گردد. البته حاصل بررسی هایی که امروزه در علم ارتباطات شاهد آن هستیم به سنجش وضع موجود می پردازد و نه تنهاا با ضریب فنی فاصله بسیار دارد بلکه قادر به ارائه تئوری نیز نیست . بنابراین می توان ادعا نمود که عمده روش تحقیقات جاری در کشور تجارب فردی و ساده ای است که نمی توان آن را علم نامید.
امروز در دنیا تحقیقات عموما در سه سطح «خُرد و کلان و توسعه» با مبنا و فلسفه ی مادی و برای رفع نیازمندیهای همان جامعه صورت می گیرد. لکن متأسفانه در ایران حتی در سطح خرد هم برای رفع نیازمندیهای جامعه امروز کشور مان با برخورداری از موقعیت ممتاز ژئوپولیتیک در منطقه و برخورداری از ذخائر غنی معادن ونفت وگاز وتوجه ویژه قدرتهای خارجی به آن ندرتا می توان تحقیقی یافت که از روشهای بدیع برخوردار بوده وقابلیت زمینه ای برای ارائه تئوری داشته باشد.
در حالی که برای رفع نیازهای جامعه اسلامی، می بایست نظام تحقیقاتی متناسب با اهداف خاص آن تولید شده تا بتوان به صورت خودکفا و مستقل از نظامهای موجود تحقیقاتی در دنیا عمل نماید. ایجاد چنین نظام تحقیقاتی مستلزم طراحی روش مناسب تحقیق برای شناسایی نیازمندیهای جامعه، الویت بندی نیازها، و رفع نیازها می باشد.
امیدوارم دانشجویان ارتباطات بیش از پیش به مهم توجه نمایند.
سطوح تحقیقات
به طور کلی تحقیقات را می توان در سه سطح به شرح زیر طبقه بندی نمود. لازم به ذکر است که شاخصه ی اصلی تحقیق ارایه ی معادله تغییر است که معادلات نیز به همین سه سطح تقسیم می گردد:
1. تحقیقات خرد: برای پاسخ گویی به موضوعات، به شکل مصداقی و موردی و حلّ یک موضوع از حیات بشر، با به کارگیری معادلات و مدلهای موجود است.
ـ2.تحقیقات کلان: هماهنگ سازی بین راه حلهای مختلف با معادلات متفاوت و انتخاب یک معادله ی حاکم و اصلی نسبت به معادلات فرعی در یک علم را عهده دار است.
ـ3.تحقیقات توسعه ای: تکامل در ادراک، نسبت به حلّ مسائل اجتماعی را پی ریزی می کند و در واقع، کل روش تحقیق را تغییر داده و فضای جدید تحقیقی برای هماهنگ سازی در چند علم ایجاد می نماید.
امروز در جوامع علمی در هر سه سطح تحقیقات دامنه داری به طور مستمر(به ویژه کشورهای پیشرفته) با اهداف و انگیزه های، متفاوت دنبال می شود. اما هنگامی می تواند به تولید علم بی انجامد که:
بتواند معادله درست نموده و لااقل در بیش از 60 تا 70 درصد موارد (در شرایط و محیط های مختلف و با سنن و اخلاق و آداب گوناگون) صدق نماید و بتواند یک قاعده در پیدایش، رشد و انحلال موضوع بررسی ارایه بدهد. معادله ی علمی درست شده است و حتی اگر در سطح خرد هم بتواند یک معادله به معادلات موجود علوم بیفزاید در سطح جهانی مورد توجه مجامع علمی قرار می گیرد.(2)
ضرورت داشتن مدل در اولویت بندی تحقیقات
در اولویت بندی تحقیقات نیز برخی را گمان بر آن است که با نظرسنجی ساده از کارشناسان گوناگون در رده های مختلف می توان به اولویت بندی در تحقیقات دست یافت. یعنی براساس نظرسنجی به عمل آمده، مشخص می گردد که کارشناسان بیشترین نظر را نسبت به کدامین موضوع تحقیقاتی اظهار کرده اند و در نتیجه صرف تعدد اظهار نظر روی یک تحقیق خاص، ملاک تعیین اولویت محسوب می شود. غافل از آنکه صرف تکیه بر چنین نظرسنجی هایی، باعث انحراف از تعیین اولویت منطقی و صحیح در امر تحقیقات می شود.
به نظر می رسد عوامل مختلفی در اولویت بندی تحقیقات مؤثر هستند و برای رسیدن به این مهم ابتدائا باید عوامل مؤثر را تشخیص و تعیین نمود و پس از آن نسبت به عناوین، در قالب الگویی مشخص، تعریف گردد. در مرحله ی بعد براساس آن الگو، تحقیقات مختلف محک زده شده و مورد ارزیابی قرار گرفته و درجه بندی می شود، در نهایت پس از عبور از نظرسنجی هایی است که به علمی بودن انتخاب انجام گرفته، می توان اطمینان نسبی پیدا کرد. به بیان دیگر «الگو» چه در تنظیم اولویت بندی تحقیق و چه در سایر موضوعات، ابزاری برای تعیین متغیرهای مؤثر در تشخیص و کنترل موضوع است و مهمتر از آن برقراری نسبت بین متغیرهای مؤثر است. طبیعتا بدون در اختیار داشتن چنین مجموعه ای امکان شناسایی و پس از آن کنترل توسط کارشناس ممکن نخواهد بود.(4)
در موضوع تحقیق نیز در اختیار داشتن مدلی برای اولویت بندی تحقیقات ـ که در آن شاخصه ها و متغیرها در اولویت بندی معین شده و نظام یافته اند ـ ضرورتی حتمی و اجتناب ناپذیر می باشد. هر چند ارایه ی چنین مدل کاملی در کوتاه مدت امکان پذیر نمی باشد، اما در اختیار داشتن مدلی هر چند ساده و با ضریب خطا، بهتر از نداشتن مدل و تکیه بر نظرسنجی های صرف می باشد.
تفاوت مدل ها
برای نگریستن به یک موضوع می توان از الگوها یا مدلهای گوناگونی استفاده نمود. اختلاف اصلی مدلها در پیش فرضهای آنها است. بدیهی است که اگر پیش فرضها تفاوت کند، عناصر یا اجزای دیگری از موضوع مورد توجه قرار می گیرد و یا جایگاه آنها در مدل متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال ممکن است براساس یک پیش فرض «سیاست» در جامعه به عنوان عامل اصلی شناخته شود و ـ به فرض یکی بودن قالب و چارچوب بررسی ـ در مدل دیگری، اقتصاد به عنوان عامل یا متغیر اصلی مورد توجه قرار بگیرد.
نگرش به یک موضوع با استفاده از دو مدل، در واقع نگریستن به موضوع از دو نقطه مختصات است. در این حالت نمی توان گفت که یافته ها یا طبقه بندی یکی صحیح است و دیگری کذب. هر دو قدرت شناخت دارند و قدرت هدایت موضوع متغیر، لیکن به دو جهت کاملاً یا تقریبا متفاوت؛ چرا که فرضهای پذیرفته شده رأی اولیه آنها متفاوت بوده است. بنابراین مدل ساخته شده براساس دیدگاه یا پیش فرضها، به محقق یا مدیر و...، بایستی قدرت پیش بینی آینده موضوع، هدایت، کنترل و تغییر آن را بدهد.
ویژگیهای مدل برتر
اینک این پرسش به ذهن متبادر می گردد که چه مدلی کارآمدتر است؟ ملاک یا معیار انتخاب یک مدل چیست تا بتوان با بهره گیری از آن به بهترین نتیجه دست یافت؟ در پاسخ به این پرسش اساسی می توان به شاخصهای زیر اشاره نمود:
1. بتواند ماهیت، توانمندیها و همچنین نحوه ی هدایت خود را به سهولت تعریف نماید.
2. بتواند دیدگاهها و اصول مدلها را نیز معرفی نماید (عام تر از سایر مدلها باشد.)
3. قدرت هماهنگ سازی عناصر و مفاهیم پراکنده را دارا باشد.
در واقع مدل مطلوب نبایستی فقط دامنه و گستره اش محدود به اصول و ابعاد خود باشد بلکه بایستی بتواند نحوه ی نگاه و نیز اصول مورد نظر مدلها و زیربناهای دیگران را نیز ملاحظه، نقد و تکمیل کند. بنابراین اگر مدل یک سو نگر باشد (نه جامع نگر) دچار نقص است.
به عنوان مثال مدل یا الگوهای حسی گرا یا مادی، قادر به تعریف و تبیین پدیده های غیرمادی نخواهد بود. این دسته از تئوریها باز و جامع نیست بلکه بسته و متعصب است و حتی امور ذهنی و عاطفی یا روحی را نیز به صورت مادی تفسیر می کند. اگر در مدلهای غربی، به جای تعریف مطلقا حسی از امور، هماهنگی اصل قرار گیرد، نگاه حسی مطلق، مشروط و مقید می گردد. بدین معنا که به جای تعصب بر حس و ماده، به کارآمدی مدل توجه می گردد و عوامل دیگری (غیرحسی) نیز وارد مدل می شد.
ضرورت داشتن مدل در اولویت بندی تحقیقات
در اولویت بندی تحقیقات نیز برخی را گمان بر آن است که با نظرسنجی ساده از کارشناسان گوناگون در رده های مختلف می توان به اولویت بندی در تحقیقات دست یافت. یعنی براساس نظرسنجی به عمل آمده، مشخص می گردد که کارشناسان بیشترین نظر را نسبت به کدامین موضوع تحقیقاتی اظهار کرده اند و در نتیجه صرف تعدد اظهار نظر روی یک تحقیق خاص، ملاک تعیین اولویت محسوب می شود. غافل از آنکه صرف تکیه بر چنین نظرسنجی هایی، باعث انحراف از تعیین اولویت منطقی و صحیح در امر تحقیقات می شود.
به نظر می رسد عوامل مختلفی در اولویت بندی تحقیقات مؤثر هستند و برای رسیدن به این مهم ابتدائا باید عوامل مؤثر را تشخیص و تعیین نمود و پس از آن نسبت به عناوین، در قالب الگویی مشخص، تعریف گردد. در مرحله ی بعد براساس آن الگو، تحقیقات مختلف محک زده شده و مورد ارزیابی قرار گرفته و درجه بندی می شود، در نهایت پس از عبور از نظرسنجی هایی است که به علمی بودن انتخاب انجام گرفته، می توان اطمینان نسبی پیدا کرد. به بیان دیگر «الگو» چه در تنظیم اولویت بندی تحقیق و چه در سایر موضوعات، ابزاری برای تعیین متغیرهای مؤثر در تشخیص و کنترل موضوع است و مهمتر از آن برقراری نسبت بین متغیرهای مؤثر است. طبیعتا بدون در اختیار داشتن چنین مجموعه ای امکان شناسایی و پس از آن کنترل توسط کارشناس ممکن نخواهد بود.(4)
در موضوع تحقیق نیز در اختیار داشتن مدلی برای اولویت بندی تحقیقات ـ که در آن شاخصه ها و متغیرها در اولویت بندی معین شده و نظام یافته اند ـ ضرورتی حتمی و اجتناب ناپذیر می باشد. هر چند ارایه ی چنین مدل کاملی در کوتاه مدت امکان پذیر نمی باشد، اما در اختیار داشتن مدلی هر چند ساده و با ضریب خطا، بهتر از نداشتن مدل و تکیه بر نظرسنجی های صرف می باشد.
ادامه دارد....
منابع
1. حدیث ولایت، مقام معظم رهبری، پائیز 74.
2. طرح مدل تعریف و شناخت سازمانها، سازمان مدیریت صنعتی، اردیبهشت 79.
3. مقاله «بررسی اجمالی نظام شاخصه های اولویت بندی فن آوری»، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات فن آوری وابسته به وزارت علوم و سازمان مدیریت و برنامه ریزی، تابستان 1380.
4. مقاله «چگونگی وضعیت تحقیقات در کشور»، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1378.
منبع- پایگاه اینترنتی حوزه