آزادی بیان و حق آزادی بیان
    بین آزادی‌ها و حق‌ها، تمایز وجود دارد، آزادی ؛ یک امتیاز بدون سبب، نامتعین و بدون قید و شرط است، ولی حق، یک امتیاز مبتنی بر سبب خاص، یا معنای متعین بوده و برخورداری از آن، مشروط و مقید است.
هم حق و هم آزادی، هر دو نوعی امتیاز هستند ولی حق، امتیازی است با حدود و جهارجوب معین، ولی حق، امتیازی است با حدود و چهارچوب معین، ولی آزادی ، امتیازی کلی و مبهم است.
در برخی از کشورها ، همانند آمریکا، آزادی بیان نه تنها شامل آزادی در گفتار و نوشتار می‌شود بلکه شامل هعر نوع رفتاری می‌شود که حاوی یک پیام است. بر این اساس طرز پوشش لباس، طرز برخورد در مناسبت‌های مختلف اجتماعی، تشکیل اتجتماعات و انجمن‌ها، راهپیمایی‌ها مشمول مفهوم بیان می‌شود. بنابر این، آزادی بیان در مفهوم اعم ، قلمرو وسیعی دارد، این آزادی، دربرگیرنده‌ی نوشته، کلام، و همچنین اعمال و حرکات فیزیکی اشخاصی است که مستلزم حمایت باشد، اما در معنای خاص، آزادی بیان: به آزادی در بیان یا انتقال افکار یا عقاید محدود می‌شود. این نظر در فرانسه و آلمان طرفداران زیادی دارد.
عناصر آزادی بیان
آزادی بیان، از این آزادی‌های فردی تشکیل شده است:
۱- آزادی در تشکیل عقاید و افکار
۲- آزادی در ابراز عقاید و افکار
۳- آزادی در اشاعه و انتقال عقاید و افکار
۴- آزادی در تعیین مفاد بیان
۵- آزادی در تعیین مخاطب بیان
۶- آزادی در انتخاب وسیله‌ی بیان
۷- آزادی در دریافت بیان
۸- آزادی در جستجوی اطلاعات
۱)  آزادی در تشکیل عقاید و افکار
آزادی بیان، پیش از هر چیز دیگر به آزادی در تشکیل عقاید و افکار وابسته است. در واقع این آزادی، مقدمه‌ی آزادی بیان است.انسان ابتدا باید آزاد باشد تا به آنچه می‌خواهد فکر کند و باور داشته باشد. در این مرحله به هیچ عنوان نمی‌توان متعرض اشخاص شد و به صرف داشتن یک عقیده‌ی خاص، هیچکس را نمی‌توان مواخذه کرد. در تمام کنوانسیون‌های بین‌المللی، به ممنوعیت تعرض به عقاید افراد تاکید شده است.
از نظر دینی صرف داشتن نیت بد، گناه محسوب نمی‌شود. تجسس نکردن در اعتقادات و افکار، در روایات اسلامی و در اصل ۲۳ قانون اساسی ممنوع شده است.
۲) آزادی در ابراز عقاید و افکار
این آزادی در مرحله‌ی بعد از آزادی پیشین قرار دارد، یعنی پس از تشکیل عقاید و افکار، این سوال طرح می‌شود که آیا می‌توانم آن‌ها را همان‌طور که در ذهن شکل گرفته، بیان دارم؟ آیا از حق سکوت برخوردارم؟ و می‌توانم در مقابل پرسش‌هایی که در برابر آن قرار می‌گیرم، هیچ حرفی نزنم؟
به نظر می‌رسد برای پاسخگویی به این پرسش‌ها باید بین اشخاصی که در موقعیت‌های مختلف اجتماعی قرار دارند، تمایز قایل شد. در مورد اشخاص خصوصی، اصل بر این است که این اشخاص، در موقعیت‌های مختلف، از آزادی کامل در بیان یا عدم بیان برخوردارند، این‌ها هم حق ابراز عقیده را دارند و هم حق سکوت و در هیچ شرایطی نمی‌توان آنان را مجبور به ابراز عقیده کرد.
ولی اشخاص عمومی (دولتی‌ها) از حق سکوت یا امتناع از ابراز اطلاعات برخوردار نیستند، مگر آن‌که قانون به آن‌ّا اجازه داده باشد، زیرا در حکومت‌های مردم‌سالار، حکومت، نماینده و وکیل مردم است و اصولا اطلاعات، متعلق به مردم است و مردم به عنوان موکل هر موقع که لازم باشد می‌توانند از  آنان بخواهند تا حساب دوران تصدی خود را پس دهند.