خلاصهی بخش سوم «کتاب مباحثی در ارتباطات اجتماعی»
خلاصهی کتاب مباحثی در ارتباطات جمعی
نوشتهی محمودرضا مرتضوی
بخش سوم) رسانههای جمعی و تغییر در فرهنگ عمومی
نوشتهی محمودرضا مرتضوی
بخش سوم) رسانههای جمعی و تغییر در فرهنگ عمومی
جامعه؛ نظام روابط متقابلی است که انسانها بین خود برقرار میکنند.
فرهنگ؛ شیوهی زندگی، ارزشها، عادات و رسوم محسوب میشود.
شیوههای برقراری ارتباط انسانها با توسل به نمادها:
۱- زبان گفتاری: به الگوهای صوتی اطلاق میشود و هریک معنایی برای خود دارد.
۲- زبان نوشتاری: ثبت ترسیمی زبان گفتاری است و سایر جلوههای ارتباط تصویری را نیز در بر میگیرد و به حفظ، آموزش و میراث فرهنگی کمک بسیاری میکند.
۳- زبان بدنی(غیرکلامی): مبادلهی معانی از طریق علایم و وضعیتهای فیزیکی بدن
فرهنگ عمومی: آن بخش از رفتارهایی است که افراد جامعه عمومیت دارد و در حوزههای زندگی اجتماعی جلوه میکند.
فرهنگ عمومی؛ تصویری فراگیر و جامع از رفتار عموم ارائه میکند.
نقش رسانهها در آموزش وترویج فرهنگ:
توانایی آموزش مخاطبان به شیوههای مستقیم یا غیر مستقیم
توانایی انتقال پیام آموزشی یکسان در یک زمان واحد به انبوهی از افراد جامعه
همراهی با انسانها در تمامی مراحل زندگی
توانایی عینیت بخشیدن مفاهیم مورد آموزش و خارج نمودن آنها از مفاهیم ذهنی و انتزاعی از طریق تلفیق تصویر، نوشتار و ... و امکانپذیر و کاملتر شدن میزان یادگیری و درک مفاهیم
توانایی زیرپوشش قرار دادن همهی اقشار، گروهها و افراد جامعه
محدودیت مکانی نداشتن و قابل استفاده بودن در همه جا ، خانه، محیطهای کار، مسافرت و ...
جذابیت بیشتر نحوهی آموزش رسانههای جمعی نسبت به کلاسهای سنتی
سه اصل E: مهندسی، آموزش و اجرای مقررات
رفتار؛ شامل کلیهی اعمال و واکنشهایی است که برابر محرکهای درونی یا بیرونی (محیطی) ، توسط انسانّا بروز میکند و مشاهدهپذیر است.
تغییرات و اصلاحات لازم برای اصلاح وضعیت ترافیک:
۱- اصلاح و تغییر نگرش در رفتار ترافیکی
۲- اصلاح فرهنگ عمومی ترافیک
فرایندهای اصلاح رفتار ترافیکی:
فردی که در ترافیک سهیم است، باید از طریق رسانههای جمعی آگاهی یابد که چه نحوهی رفتاری مورد نیاز است.
فرد سهیم در ترافیک باید پیامهایی را دریافت کند تا تواناییهای حرکتی و شناختی را به دست آورد و بتواند به طرز صحیحی رفتار نماید.
فرد مزبور باید انگیزهی کافی جهت اجرای قواعد و مقررات رفتاری را در طی فرایند آموزش رسانهای به دست آورد.
نگرشها (طرزتلقیها)؛ بین عقیده از یک سو و عمل از سوی دیگر قرار میگیرد و بیانکنندهی آمادگی درونی بالفعل جهت انجام عمل و گرایش یا جهتگیری مثبت یا منفی در برابر یک امر اجتماعی است.
نگرشها؛ تمایل تعمیم یافته برای دریافت یا عدم دریافت یک موضوع هستند.
اقسام افراد جامعه بر اساس میزان مقاومت یا آمادگی پذیرش:
۱- افراد نوآور: (پیشتازان در خلق و معرفی نوآوری)
۲- افراد راهبر: ( کسانی که با الهام از گروه اول و مهارتهای خود، سرمشق دیگران در پذیرش نوآوری هستند)
۳- اکثریت متقدم: ( افرادی که به نوآوری چندان خوشبین نیستند و به تدریج افراد راهبر را سرمشق خود قرار میدهند)
۴- دیرباوران: (کسانی که به نوآوری شکاک و مرددند و اقدام عموم افراد و پذیرش آنان را ملاک پذیرش خود قرار میدهند.)
۵- کندروها: ( افرادی که به هیچ وجه به نوآوری اطمینان ندارند و در برابر آن مقاومت سخت نشان میدهند)
عوامل نقشآفرین در تغییر نگرش و اشاعهی باورهای جدید و خلق نوآوری:
۱- رسانههای جمعی
۲- شرایط اجتماعی
۳- واکنش اطرافیان
۴- افراد سرمشق جامعه
۵- مشارکت همهجانبهی عموم مردم
۶- شرایط محیطی هر جامعه
اقداماتی که رسانهها برای آمادگی مردم برای تغییرپذیری در رفتار ترافیکی باید انجام دهند:
۱- با پیام هشداردهنده، مردم و مسئولان را نسبت به وضع ترافیکی حساس و تاثیرپذیر نمایند.
۲- وضع ترافیکی مطلوب را معرفی کنند.
۳- نتایج و پیامدهای رفتار ترافیکی مطلوب را که با دوری از ضررهای مادی و معنوی و دریافت منافع جمعی فردی و جمعی همراه است را نشان دهند.
انگیزش؛ فرایندی است که از طریق آن یک عامل آگاه برای اقدام به عملی ارادی و با تصمیم قبلی، دلایلی مییابد.
انگیزه؛ محرکی ذهنی است مرکب از احساسات و تمایلاتی که از قبل در خلق و خوی فرد وجود دارد.
انواع انگیزه (جان کنت گالبرایت):
۱- انگیزههای اجباری (به این معنی که فرد از بیم تنبه، هدفهای خود را فدای هدفهای جمع میکند)
۲- انگیزههای مالی ( کسب سود یا دفع ضرر اقتصادی)
۳- انگیزههای یکی شدن با جمع و کسب پایگاه اجتماعی مناسب (در این حالت، فرد هدفهای جمع را از لحاظ ارزش، از هدفهای خود برتر میپندارد.)
تمایزهای انگیزهها و طرز تلقیها:
۱- انگیزهها چنانند که صرفا به هنگام تکاپوی موجود زنده مطرح میشوند و حال آنکه طرز تلقیها حتی به هنگام سکون و فقدان رفتار نیز وجود دارند.
۲- تعداد زیادی از انگیزههای خاص و گذرا در یک فرد خاص پدید میآیند و حال آنکه او صرفا یک طرز تلقی کلی در برابر یک گروه از اشیاء داراست.
مراحل سهگانهی تغییر نگرش (کورت لوین) :
۱- انجمادزدایی: در این مرحل باید پوستهی نگرش و چفت و بستهای آن شکافته شود. در این مرحله متقاعدسازی بسیار اهمیت دارد.
۲- جایگزینی: پس از نفوذ در نگرش (انجمادزدایی)، نگرش جدید باید به درستی جایگزین قبلی شود، در غیر این صورت احتمال برگشت به نگرش قبلی بسیار خواهد بود.
۳- انجماد مجدد: نگرشها همیشه حالت ارتجاعی و بازگشت دارند. انجماد مجدد به معنی پایان تغییرات نیست، اما برای تثبیت نگرشهای جدید باید شرایطی ایجاد کنیم که در ذهن افراد بقا و دوام یابد.
متقاعدسازی؛ فرایندی است که در طی آن کوشش میشود تا نگرش دیگران تغییر یابد و چون نگرشها در بردارندهی درجاتی از عناصر شناختی، عاطفی و رفتاری هستند.
نکات مورد توجه برای انجمادزدایی، طبق قواعد متقاعدسازی:
۱- ارائه توسط منبع معتبر یا فردی که از نظر مخاطب پرستیژ بالایی دارد.
۲- پیامهای غیر مستقیم تاثیرگذارتر هستند و حالت تدافعی مخاطب را برنمیانگیزد
۳- پیامهای دوجانبه و همراه با بیطرفی و انصاف، اثرگذارتر از پیامهای یکجانبه (یکسویه) است.
۴- پیامهایی که مخاطب آن را جالب، مهم و با نیازهای خود مرتبط بداند، بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و اثر بیشتری دارد.
۵- پیامهایی که هیجانهای قوی، به ویژه ترس در مخاطب را برمیانگیزند، متقاعدشدن را افزایش میدهند (تاثیرات آنی دارد و ممکن است از بین برود)
۶- ارائهی استدلالها و دلایل مستند و محکم، مقاومت در برابر پیام را کاهش داده و موجب میزان بالایی از متقاعدسازی میشود.
۷- گیرندهی پیام باید بداند چه منافعی در پی تغییر نگرش و رفتار خود به دست خواهد آورد و یا با نپذیرفتن پیام چه عواقب ناخوشایندی را تجربه خواهد کرد.
نکات ضروری در مرحلهی جایگزینی:
۱- تاکید بر روی عوامل انگیزهبخش در حوزهی ترافیک
۲- ارائهی شواهد و دلایل مستند از جریان اجرای طرحها و برنامههای جدید ترافیکی
۳- تاکید بر نتایج مثبت به دست آمده از اقدامات مشابه
۴- افزوده شدن منابع موثق و تایید کننده
نکات ضروری در مرحلهی انجماد مجدد:
۱- تکرار پیامهای آموزشی و تبلیغی با ساختارهای متفاوت
۲- حفظ توجه و برانگیختن حساسیت به موضوع و هشدار نسبت به خطرات پنهان
۳- تاکید بر منافع جمعی به دست آمده
۴- مقایسهی وضع موجود با وضع گذشته
تفاوت آموزش و تبلیغ (هارولد دوایت لسول):
آموزش؛ انتقال فنون، همچون خواندن و نوشتن و مهارتهای فکری و بدنی است.
تبلیغات؛ فنونی که تمایلات ارزشی به وسیلهی آن منتقل میگردد.
مراحل اشاعهی رفتار مطلوب ترافیکی (دیدگاه اورت راجرز):
۱- آگاهی از موضوع مورد بحث توسط مردم و مسئولان
۲- بروز اظهار نظرها، طرح نگرشها (موافق – مخالف) و تعامل افکار در بارهی موضوع ترافیک
۳- ارزیابی طرحها و پروژههای ترافیکی در سطح جامعه و شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها
۴- انتخاب و گزینش مطلوبترین و مفیدترین دستورالعملها، پیامها و طرحهای ترافیکی
۵- اتخاذ تصمیم نهایی برای پذیرش، اجرا و پایبندی به الگوها و معیارهای جدید ترافیکی
نتیجه:
رسانهها و ارتباطات، امروزه در عمومیت یافتن فرهنگهای جدید، رویههای رفتاری نو و ارائهی الگوهای مفید، نقشی قطعی دارند و میتوانند تغییرات لازم را در رویهی حاکم، زمینهسازی کنند.
علاوه بر نقش رسانههای جمعی ر تغییر نگرش و اشاعهی باورهای جدید و خلق نوآوری، باید به شرایط اجتماعی، دانش اطرافیان، افراد سرمشق جامعه و مشارکت همهجانبهی مردم توجه داشت.
تغییر نگرش بر اساس روشهای ترغیبسازی یا متقاعدسازی و در طی مراحل انجمادزدایی، جایگزینی و انجماد مجدد صورت میگیرد و انجماد مجدد به منزلهی پایان تغییر نیست.
اصلاح فرهنگ، فرایندی پیچیده، تدریجی، همگانی و دانشافزاست.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط محمد امامي
|