تاريخ سينما در ايران (بخش اول)
عکس العمل های جالب وعجیب
مردم با دیدن تصاویر لوکوموتیو در حال حرکت و فرار آنها از سالن نمایش و
تعجب آنها از حرکت آدمها بر روی پرده در شبهای اول نمایش دیدنی بود.
برادران لومیر مدتها با بررسی اختراعات و اکتشافات مخترعین ما قبل خود، بررسی عدسی، پرتو های نور، لنزو... موفق به ساخت وسیله ای شدند که هم دوربین فیلمبرداری بود و هم پروژکتور نمایش و آن را "سینما توگراف" نام گذاری کردند. اما جالب است بدانیم که همزمان با برادران لومیر، توماس ادیسون مخترع بزرگ برق که بیش از 2000 اختراع به نام خود ثبت نموده است هم نوعی دوربین سینمایی را در آمریکا اختراع کرد اما تنها به واسطه یک اشتباه کوچک این اختراع به نام او ثبت نشد.
ماجرا از این قرار بود، زمانی که ادیسون به اداره ثبت اختراعات مراجعه کرده بود از او پرسیدند که می خواهد این اختراع را در دفتر اختراعات آمریکا ثبت نماید یا در دفتر جهانی اختراعات؟ ادیسون می پرسد مبلغ ثبت اختراعات آمریکایی با ثبت جهانی چقدر فرق می کند؟ متصدی جواب می دهد 50 دلار. ادیسون با خود می اندیشد چه فرقی می کند 50 دلار هم 50 دلار است و اختراع خود را در دفتر ثبت آمریکا انجام داد نه ثبت جهانی اختراعات وچون براردان لومیر در فرانسه همزمان با ادیسون، سینما توگراف را در دفتر ثبت جهانی، ثبت نمودند، اختراع سینما به نام این دو ثبت گردید.سینما به سرعت در حال بسط وگسترش بود. ابتدا اشراف و اعوان و کم کم مردم عادی نیز به تما شاخانه ها راه یافتند. در سال 1279شمسی یا سال 1901 میلادی یعنی 6 سال بعد از اولین نمایش عمومی سینما، اولین دوربین فیلمبرداری به دستور مظفرالدین شاه خریداری و به ایران آورده شد.
مظفرالدین شاه که در طی یک سفر به اروپا به طور اتفاقی به نمایش فیلمهای لومیرها دعوت شد، مسحور تصاویر روی پرده شد و فالفور دستور خرید این دستگاه را داد. وی در سفرنامه اول خود به اروپا درباره سینما توگراف می نویسد: " امروز که به تالار جشن پاریس رفتیم پرده بسیار بزرگی در وسط تالار بلند کردند و تمام چراغهای الکتریکی را خاموش و تاریک کرده، عکسهای سینما توگراف را روی آن پرده بزرگ انداختند، خیلی تماشا دادند منجمله مسافرین آفریقا و عربستان را که در صحرای آفریقا با شتر راه می پیمایند نشان داند. یک فیلم دیدنی دیگر رودخانه و رفتن کشتی در رودخانه و شناوری و آب بازی مردم و انواع چیزهای دیگر دیده شد که خیلی تماشا داشت. به عکاسباشی دستور العمل داده ایم آنها را ابتیاع و با خود به تهران بیاورد و ما آنان را نشان دهیم."
سرانجام دستگاه سینما توگراف، خریداری شده ودر اختیار میرزا ابراهیم خان عکاس باشی قرار گرفت. او طی مدت کوتاهی توسط برادران لومیر با نحوه کارآن آشنا می شود و در ادامه همان سفر اول مظفرالدین شاه، اولین تصاویر، توسط او از توقف شاه در یکی از شهرهای بلژیک از جشن گل که با ورود شاه مصادف بود فیلمبرداری می شود.
البته نمایش این تصاویر و فیلم های ضبط شده بعدی، ابتدا فقط در کاخ برای شاه و درباریان بود. تا اینکه در سال 1291 اولین سینمای عمومی در تهران توسط یک مشروطه خواه آزاد به نام میرزا ابراهیم خان صحاف باشی در خیابان چراغ گاز قبلی( امیر کبیر فعلی) افتتاح شد که در آن فیلمهای کوتاه 10 دقیقه ای کمدی پشت سر هم نمایش داده می شد.
درآن سینما قبل از ورود به
سالن، دالانی وجود داشت که در دو طرف آن دستگاههای "کینه توسکوپ" که این هم
از اختراعات ادیسون بود وجود داشت. این دستگاه بی شباهت به شهر فرنگ قدیمی
نبود با این فرق که در آن به جای تک عکس، فیلمهای 2 تا 3 دقیقه ای نمایش
داده می شد.
کار نمایش در سینمای صحاف باشی تنها یک ماه به طول انجامید و صحاف باشی در پی گرفتای های مالی دستگیر و سپس به هندوستان تبعید گردید. علت تعطیلی آن را عده ای، بدگویی های مردم از سینما و در نتیجه تکفیر سینما از سوی یکی از علما می دانند و به روایت دیگر چون میرزا ابراهیم خان صحاف باشی جزء مشروطه خواهان بود بر اثر درگیری با دربار و بدگویی های گفته شده در مورد سینما،بهانه ای به دست دربار می دهد، او گرفتار و سینمایش تعطیل می شود.
دو سال بعد از وی، ایوانف نامی که به روسی خان مشهور بود دو سالن سینما در تهران برپا کرد و همزمان با او شخص دیگری به نام آقایوف که او نیز ریشه روسی داشت سینمایی دیگر راه اندازی کرد. سینمای روسی خان بسیار مجهزتر از سینمای آقایوف بود. سالن او دارای دستگاه مولد برق، بادبزن، رستوران و بوفه نیز بود. رقابت میان آن دو موجب خسارت کلی به هر دو سینما دارشد، بعد از یک درگیری هر دو در سفارت روس بازداشت شدند، اما روسی خان بعد از رهایی مجددا سینمایی در دروازه قزوین یا همان میدان قزوین تهران راه اندازی کرد. پس از پیروزی مشروطه خواهان این سالن نیز تعطیل و مردم، سینما و مغازه های روسی خان را غارت کردند.
در بخش های بعدی، سینمای ایران را در دوران مشروطه بررسی خواهیم کرد.