هواداران می گویند " آمدند" " گاردی‌ها آمدند"

دكتر احمد پدرام، رییس کمیته روانشناسی ورزشی هیئت پزشکی ورزشی استان اصفهان معتقد است که هم اکنون فحاشی‌ها به طور زیادی در ورزشگاه‌ها وجود دارد و باید نقاط قوت و ضعف این داستان را بررسی کرد. محیط، محیط هیجانی است، طبیعتا یک قسمت عمده ورزش هیجان‌هاست کسی که به سمت میادین ورزشی کشش پیدا می‌کند دارای تیپ شخصیتی خاصی است، یک تیپ هیجان خواه و جاه طلب و به طور کلی در دسته بندی تیپ A قرار مي‌گيرد. همین شخص کرونل قلبش نیز تهدید می‌شود زیرا اشخاصی که تیپ A و هیجان خواه هستند، مخاصمه جو و رقابت جو مي‌باشند و در معرض بیماری‌های قلبی قرار دارند.

وي افزود: به طور کلی هواداران تیم‌های ورزشی نماینده جامعه ما نیستند، بلکه نماینده قشری از مردم هیجان خواه، مخاصمه جو و رقابت جو هستند، خطراتی همین اشخاص را تهدید می‌کند و مشکلاتی نیز همین اشخاص برای بقیه افراد و بازیکنان ایجاد می‌کنند.

پدرام با بیان اینکه در این ارتباط تعامل با روانشناس و جامعه شناس اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، افزود: روانشناسان و جامعه شناسان هم می‌توانند به چیستی و هم به چرایی ناهنجاری‌های رفتاری پی ببرند و هم چگونگی تعامل بهتر بین هواداران و بازیکنان و کادر فنی ورزشی را تبیین کنند.

وي تصريح‌كرد: ناهنجاری‌های رفتاری جریانی خطی نبوده بلکه چرخه‌ای است، عوامل متعددی بر روی هم تاثیر می‌گذارند و به نوعی علت‌ها و معلول‌ها از هم نشات می‌گیرند، در بیان ناهنجاری‌ها باید شجاعانه برخورد کرد و جرات لازم را داشت، باید عیب‌ها را بیان کرد و بیان علل نیز نمی‌تواند بدون تلفات باشد برای مثال اگر قرار شود ورود خانم‌ها به ورزشگاه‌ها مجاز شود در ابتدا امکان دارد مشکلاتی به وجود آید و این بخشی از تلفات ابتدایی کار محسوب می‌شود.

پدرام گفت: نقش نیروی انتظامی بسیار اهمیت دارد، ورود پلیس یگان ویژه به ورزشگاه یعنی شورش و ضد شورش، اگر نیروی انتظامی نماد و پوشش دیگری داشته باشد و به نوعی با ظاهری بهتر باشد و نماد ضد خشونت نباشد تاثیر مطلوب تری خواهد داشت. هواداران می گویند " آمدند" " گاردی‌ها آمدند" این جمله خودش باعث بروز ترس می‌شود و بر افزایش ناهنجاری و درگیری‌ها تاثیر می گذارد. شعار نویسی‌ها، شعار دادن‌ها، و صحبت‌های بیهوده بازیکنان باعث بروز مشکل می‌شود.

رییس کمیته روانشناسی ورزشی هیئت پزشکی ورزشی استان اصفهان اظهاركرد: هوش عاطفی در ورزشکاران ما ضعیف است، به همین دلیل است که وقتی شکست می خورند با شکست خوب برخورد نمی‌کنند و وقتی پیروز می‌شوند و یا به ثروت زیادی دست پیدا می‌کنند با این پیروزی و ثروت نیز خوب برخورد نمی‌کنند، اما اگر یک آموزش طولی در خصوص هوش عاطفی برای ورزشکاران وجود داشته باشد این آموزش مدیریت هیجان را در پی خواهد داشت، نخستین اصل هوش عاطفی مدیریت هیجان است که ورزشکار در موقع هیجان هم خودش را بشناسد و به درستی مدیریت کند و هم هیجان شخص مقابل را بشناسد و با مخاطب به درستی رفتار کند تا تبدیل به پرخاشگری، اضطراب یا افسردگی در محیط ورزشی نشود.

نداشتن هوش عاطفی، ریشه اصلی ناهنجاری‌ها است

همچنين دکتر وحید قاسمی، عضو هیئت علمی و دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان در خصوص علل ناهنجاري‌ها در ورزشگاه‌ها گفت: به طور کلی چیزی که ما به عنوان ناهنجاری‌های اجتماعی می‌شناسیم چه در زمین فوتبال باشد چه در نهاد اقتصاد و چه در نهاد خانواده، عمدتا دارای ریشه‌های اصلی یکسان است، فقط نمودهایشان متفاوت است و دلیل این امر این است که هر جایی یک چیزی را می‌طلبد. برای مثال در دانشگاه مثلا ناهنجاری این است که دانشجو در سر جلسه امتحان تقلب کند، یک گروه از معلمان که دیگران را تربیت می‌کنند و به آن‌ها اخلاق می آموزند خودشان نیازمند مراقب در سر جلسه هستند، معلمی که کارش یاد دادن اخلاق به دیگران است به راحتی حاضر است تقلب کند این ناهنجاری در محیط آموزش خود را به صورت تقلب دانش آموزان یا دانشجویان نشان می‌دهد، ممکن است که ناهنجاری‌های دیگری نیز وجود داشته باشد، ولی تقلب یکی از بارزترین ناهنجاری‌ها در محیط‌های آموزشی است.

وي افزود: برای مثال ناهنجاری در اقتصاد خود را به صورت رشوه خواری و اختلاس نمایان می‌کند. در اقتصاد بحث مالی و پول وجود دارد و بحث پرخاشگری و توهین و فحاشی که در محیط‌های ورزشی وجود دارد نیست، در آن جا به صورت دیگری خود را نشان می‌دهد.

قاسمي افزود: در خانواده ناهنجاری ممکن است به صورت درگیری بین زن و شوهر نمود پیدا کند و در سیاست توهین‌هایی که احزاب و گروه‌های مختلف به هم می‌کنند و یا توطئه‌هایی که احزاب برای هم ایجاد می‌کنند همه انواع ناهنجاری‌ها در محیط‌های مختتلف به شمار می‌روند و ریشه‌های اصلی همه این ناهنجاری‌ها یکی است. برخی ریشه‌های نزدیک به هم دارند مانند بحث گارد نیروی انتظامی که با ورودش ایجاد هیجان می‌کند، ریشه است اما جزو ریشه‌های اصلی به شمار نمی‌رود و اهمیتش نسبت به ریشه‌های اصلی کمتر است. برای مثال مبحث هوش عاطفی از ریشه‌های اصلی به شمار می‌رود، متاسفانه ما یاد گرفته‌ایم که احساساتمان را به راحتی بروز ندهیم.

وي خاطرنشان‌كرد: من ریشه اصلی ناهنجاری‌های رفتاری را در دو نهاد می‌بینم یکی نهاد خانواده و یکی نهاد آموزش. اگر این دو نهاد اجتماعی(خانواده و آموزش) در ارایه کارکردهای خود دچار اختلال شوند قطعا ناهنجاری‌های مختلف را در نهادهای دیگر اجتماعی و به صور گوناگون خواهید دید و این مسئله ممکن است در هرجایی مانند دانشگاه و ورزش و با نمود‌های متعدد بروز پیدا کند و تنها تفاوتشان همین نمود‌ها است. اگر این دو نهاد در ارایه کارکردهای خود دچار اختلال شوند زمینه ساز این می‌شوند. افرادی که به صورت ناموفق و یا با موفقیت نسبی و یا با تجارب خیلی بد از این دو محیط بیرون می‌آیند، همان‌هایی هستند که در ورزشگاه‌ها ناهنجاری‌ها را رقم می‌زنند.

وي در همين خصوص افزود: افرادی که در محیط‌های ورزشی از خود رفتارهای خیلی بد و ناهنجاری‌های شدید بروز می دهند احتمالا این رفتارها در دیگر اوقات نیز تکرار می‌شود و این تکرار نیز خیلی مهم است، یک وقت هست که فرد یک رفتار را تحت تأثیر جو بروز می‌دهد، این رفتار یک بار، دوبار تکرار شده و دیگر تکرار نمی‌شود و یا در آن سوی قضیه رفتاری بارها و بارها تکرار می‌شود. افرادی که تحت تاثیر جو، رفتاری را بروز می‌دهند احتمالا دارای خانواده خوب بودند و دوران تحصیلی مناسبی را پشت سر گذاشته‌اند.

قاسمي تاكيد كرد: قطعا محیط‌های آموزشی چه محیط آموزشی عمومی و چه تخصصی تاثیر مستقیمی دارند البته تاثیر دوره آموزشی عمومی بیشتر و با اهمیت تر است. همچنین اگر نهاد خانواده کارکردهای خود را به درستی انجام ندهد و نتواند فضایی را مهیا کند که فرد نیاز خودشکوفایی را در آن به طور صحیح بروز دهد، نتواند پیوند‌های اجتماعی را قوی کند، اگر نتواند فرهنگ پذیری و جامعه پذیری را در سنین نخستین کودکی به درستی برای شخص تعریف کند و اگر تعداد زیادی از افراد در چنین خانواده‌ها‌یی یا در مجاورت این خانواده‌ها باشند احتمال اینکه ناهنجاری‌های رفتاری را در محیط‌های مختلف مانند ورزشگاه‌ها بروز دهند زیاد است.

در چرخه‌ای که همه پول می‌گیرند رفتارها متفاوت است

محمد رضا كربكندي، يكي از پيشكسوتان فوتبال نيز دلایل بروز ناهنجاری‌ها را از لحاظ علمی مورد تایید قرار داد و گفت: برای من چگونگی برخورد با این ناهنجاری‌ها اهمیت دارد.

وی صحبت‌های خود را در زمینه ورزش و در رشته فوتبال آغاز کرد و گفت: با این شرایطی که در فوتبال وجود دارد به نوعی به این نتیجه می‌رسیم که شاید تخلیه فشارهای داخلی افراد قرار است در ورزشگاه‌ها انجام گیرد یعنی وقتی دولت برخلاف تمام دنیا بیشترین هزینه را برای فوتبال می‌کند، بالاترین بودجه ها را برای این رشته ورزشی اختصاص می‌دهد و سالیانه بودجه‌های هنگفتی را برای تیم هایی که 95 درصد آن ها دولتی هستند در نظر می‌گیرد، چه هدفی را دنبال می‌کند؟ تمام دنیا از فوتبال کسب درآمد می‌کنند، اما ما در ایران فقط در فوتبال هزینه می‌کنیم، بعضی اوقات به این نتیجه می‌رسم که شاید فشارهای افراد و مشکلاتی که برای اشخاص وجود دارد باید در جایی تخلیه شود برای همین است که جلوی این ناهنجاری‌ها را به طور منطقی و اصولی نمی‌گیریم.

كربكندي تاكيد كرد: در ورزشگاه‌ها تماشاگر عصیان زده و عصبی در حال شکستن صندلی ها است، صندلی‌ها را پرتاب و فحاشی می‌کند، اما پلیس تنها نگاه می‌کند، وقتی پلیس در حال عصیان تمشاچیان کاری نمی‌کند شاید به این نتیجه باید رسید که فشارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و به طور کلی فشارهای زندگی قرار است در جایی تخلیه شود.

وي در همين خصوص افزود: برای مثال شهرداری و دارایی پول می‌گیرد، نمی‌توانی اعتراض کنی، گرانی مشکل ساز شده است و خیلی مشکلات دیگر نیز وجود دارد، اما نمی‌توانی کاری از پیش ببری، در ورزشگاه خود را با صورت‌های مختلف تخلیه می کنی و برخوردی نمی‌شود چرا که قرار است که فرد تخلیه شده و با شانه‌های افتاده و خسته به خانه بازگردد و بخوابد. ورزشگاه ها در سال‌های پیش شکل دیگری داشت و هم اکنون شکل دیگری دارد، قبلا در ورزش و به خصوص در فوتبال عشق و تعصب بود، اما هم اکنون این دو عنصر وجود ندارد، الان فقط مادیات وجود دارد.

كربكندي به مسايل مادي اشاره كرد و گفت: وقتی یک تماشاگر می بیند که بازیکن چند صد میلیون یا چند میلیارد پول می‌گیرد، مربی هم می‌گیرد، هرکس در این دایره و چرخه حضور دارد و فعالیت می‌کند پول می‌گیرد و با وجود این پول، نوع رفتار ورزشکار با مربی و هر کس دیگری عوض می‌شود به نوعی خود را برای بروز هرگونه رفتاری توجیه می‌کند، همچنین هوادار و لیدری که پول می‌گیرد نیز رفتاری متفاوت نشان می‌دهد.

وی با بیان اینکه طبق نظر کارشناسان اجتماعی برخورد درستی با این ناهنجاری‌ها انجام نشده است، ادامه داد: انگلستان کشوری بود که بدترین تماشاچیان را در خود داشت و برای مثال در مسابقات جام جهانی پلیس برای برخورد با هوادران فوتبال این کشور واقعا به مشکل برمی‌خورد، ولی هم اکنون در لیگ فوتبال این کشور تماشچیان کمترین فاصله را با بازیکنان داخل زمین دارند، ولی کوچکترین تعرضی را نشان نمی‌دهند؛ دليل این امر این است که آن‌ها دلایل بروز ناهنجاری‌های رفتاری تماشاچیان ورزشی را شناختند و در راه مقابله با آن برآمدند. برای نمونه با نصب دوربین‌های مدار بسته، کنترل درست و به جا ریشه بسیاری از این معضلات را از بین بردند.

اين پيشكسوت فوتبال گفت: در کشورهای پيشرفته پلیس به صورت ظاهری مشاهده نمی‌شود، یعنی همان پلیس با گرمکن و لباس ورزشی در ورزشگاه حضور دارد، البته بیرون ورزشگاه پلیس با اسب، با موتور سیکلت و با بدترین وسایل برخورد با آشوبگران حضور دارد، ولی داخل ورزشگاه پلیس با پوشش شبیه به ورزشکاران در بین جمعیت حضور دارد و در نتیجه خشونت و حس منفي در بین جمعیت دیده نمی‌شود. این همان آموزشی است که در آن کشورها به درستی انجام شده است، پدیده ناهنجاری‌های رفتاری در کشور ما در بالاترین حد و درجه است. در اوایل انقلاب این شعار وجود داشت که اگر کسی فحاشی کند ملزم به پرداخت دیه است، ولی هم اکنون تبدیل به یک امر کاملا عادی شده است، نه پلیس برخورد می‌کند و نه مسؤولان قضایی کشور؛ به نظر می‌رسد که فحش به مربی، بازیکن و یا هر فرد دیگری عادي شده است.

وي افزود: به نظر من بسیاری از ان معضلات ریشه مالی دارد، انسان هایی که دستشان به چرخه اصلی تبادل و اخذ پول در ورزش نمی‌رسد آن‌ها باید به یک شکلی وارد شوند، یک عده به شکل دلال وارد شده، تعدادی به عنوان لیدر و سرگروه تماشاگر می‌خواهند وارد این چرخه شوند. باشگاه‌ها به لیدرها پول می‌دهند تا این افراد و به تبع آن‌ها تمااچیان نقطه نظرات مسؤولان باشگاه را بیان کنند، بعضا مشاهده می‌شود که مدیران باشگاه‌ها بقای خود را در فعالیت همین لیدرها جستجو می‌کنند. برای مثال شعار هواداران خطاب به مدیر بالاست که " فلانی یادت باشد فلانی باید باشد" این یک خط است و ریشه مادی دارد، لیدر و تماشاچی که پول گرفته است چنین شعاری می‌هد.

منافع بسیاری در همین ناهنجاری‌ها و بی نظمی‌ها است

وی با بیان مثالی گفت: در زمان گذشته وقتی در اصفهان سپاهان و ذوب‌آهن مسابقه داشتند، برخورد بسیار تندی وجود داشت مربی روس آن زمان باشگاه ذوب‌آهن، به دلیل فشار زیادی که وجود داشت مجبور می‌شد تیم را از اصفهان بیرون ببرد و در زمان نزدیک مسابقه ما را به اصفهان بر می‌گرداند. پلیس در ورودی ورزشگاه جیب تماشجیان را گشته و تعداد زیادی ترقه، زنجیر، چاقو و قمه از جیب تماشچیان بیرون می‌آورد، هم اکنون نیز اگر جستجویی توسط پلیس انجام می‌شود به دلیل فشار سازمان‌هایی مانند AFC است، اما شیوه برخورد نامناسب بوده و این ناهنجاری‌ها روز به روز افزایش می‌یابد چراکه ما نمی‌خواهیم و یک همت واحد وجود ندارد تا بتوانیم برخورد اصولی کرده و ناهنجاری‌ها را ریشه کن کنیم.

كربكندي اظهاركرد: برخی از این احساسات در جهت منافع خود استفاده می‌کنند یا برای مثال سرمربی می‌گوید اگر تماشاچی بر روی روح و روان تیم حریف بیاید، بر روی اعصابش راه رفته و فشار آورد. من می‌توانم موفق شوم، چرا می‌گویند بازی میزبان و میهمان متفاوت است، دو چیز می‌تواند تاثیرگذار باشد یکی شرایط آب و هوایی و دیگری تماشاچیان و مهمترین آنها با توجه به شرایط کنونی کشور ما وضعیت تماشاچیان تیم میزبان است، در سال‌های گذشته اگر تیمی برای مثال در نوشهر بازی داشت نگران بود که چطور در زمین ناهموار، گلی و کوچک این شهر مسابقه داشته باشد، اما هم اکنون تیم‌ها نگرانی کمتری برای زمین تیم حریف دارند. چرا که بیشتر شهرها دارای زمین نسبتا بهتری هستند و تنها نگرانی تیم میهمان، تماشاچیان میزبان است، تعصب و عشق به تیم‌ها مانند زمان گذشته نیست و دلیل آن گرفتاری‌هاي متعدد است.

وی با بیان اینکه تعداد تماشاچیان ورزشی و به خصوص فوتبال روز به روز کاهش می‌یابد، عنوان‌کرد: هوادران آرام آرام به این نتیجه می‌رسند که برای چه کسی و برای چه چیزی باید حرص بخورند، فلانی به صورت میلیاردی پولش را بگیرد و من نظاره گر بازی سطح پایینی باشم، علاوه بر اینکه می‌تواند مسابقه را از تلویزیون تماشا کند، همچنین خانواده‌ها به دلیل نگرانی‌هایی که دارند از حضور فرزندان خود در ورزشگاه‌ها جلوگیری می‌کنند.

کربکندی گفت: خاطرم هست که یکی از دوستان تعریف می‌کرد که یک نوجوان ایرانی که پس از سال‌ها به ایران آمده و به ورزشگاه رفته است، پس از شنیدن فحاشی خاصی که به طور دسته جمعی و به صورت یک شعر توسط هواداران بیان می‌شده، همین عبارت را در خانه می‌گوید و پس از اینکه مادرش او را مورد سرزنش قرار می‌دهد و دلیل بیان این جمله زشت را جویا می‌شود، پاسخ می دهد که "خب همه می گفتند" یعنی به طور کل وقتی یک رفتار زشت از طرف تعداد زیادی سرزده شود، باعث می شود افرادی که سن کمتری دارند آن رفتار را درست تلقی کرده و خود نیز تکرار کنند.

وی با بیان مثالی دیگر گفت: در بسیاری از ورزشگاه ها که عمدتا کم تماشاچی است به یک شخص پول می‌دهند که از روی سکوهای نزدیک به نیمکت مستقیما بر روی اعصاب مربی حریف راه برود و با بیان حرف‌هایی مانند " بشین"، " بلند شو" ، " این چه تعویضی بود که انجام دادی" تمرکز مربی که خود زیر فشار روانی است را بر هم می ریزد.

پیشکسوت فوتبال ایران ادامه داد: ما هم اکنون آموزش‌های درست را از کودکان دریغ می‌کنیم، حتی امکان یادگیری را سلب می‌کنیم، مانند اینکه هرکس ناهنجاری بیشتری بروز دهد به نفع تیمی است که این هوادار منتسب به آن تیم است، معتقدم ناهنجاری‌ها وجود دارد ولی راه های برخورد با این ناهنجاری‌ها را نه اصلا یاد گرفته‌ایم، نه اقدام و برنامه ریزی صحیحی برای اصلاح آن انجام داده‌ایم، وقتی که بدترین فحاشی‌های ناموسی که روزگاری باعث درگیری‌های خونین دو طایفه مي‌شد،هم اکنون به شکل‌های مختلف و متعدد بیان می‌شود و بسیاری از میکروفون‌های میادین ورزشی این صداها را منتقل کرده و هیچ کس نمی‌تواند کتمان کند.

وی با بیان اينكه شاید به نوعی خیلی‌ها می‌خواهند که جو ورزشگاه‌ها همین طور بماند و چه بسا علاقه دارند تشدید هم شود، بیان‌کرد: منافع بسیاری در همین ناهنجاری‌ها و بی نظمی‌ها است و برای به خطر افتادن خیلی‌ها است که تاکنون اقدام اساسی و اصولی انجام نگرفته است.

کربکندی از تعجب بسیاری از مردم پس از میزبانی مردم دورود در بازی با استقلال تهران سخن گفت و افزود: شاید خیلی ها تصور می‌کردند كه هواداران دورودی بیشترین ناهنجاری‌ها و مشکلات را رقم بزنند، اما مسابقه با بهترین شرایط و بدون هیچ فحاشی برگزار شد. این مدیون آموزش صحیح است، به هوادار آموزش می‌دهند که میزبانی دورود منوط به رفتار شایسته تماشاچیان است و تماشاچی می‌پذیرد که باید این اصول را رعایت کند وگرنه متضرر می‌شود.

وی با اشاره به فحاشی‌هایی که هوادران به بزرگان فوتبال می‌کنند، گفت: در مسابقه بین تیم های ذوب‌آهن و فجرسپاسی در اصفهان حدود بیست تماشاچی ذوب‌آهن به محمود یاوری توهین می‌کردند و لیدر ذوب‌آهن دلیل این امر را ندادن زمین در مسابقه با فجر در شیراز عنوان می‌کند، در صورتی که ذوب‌آهنی که آن زمان من سرمربی‌اش بوده‌ام اصلا درخواست زمین نکرده است و شب رهسپار شیراز شده است! پس مشخص است که این لیدر از طرف باشگاه و کسانی که منافع دارند فریب خورده و اوامر آن ها را اجرا می‌کند.

کربکندی از عملکرد باشگاه‌ها در انتخاب لیدرها انتقاد کرد و افزود: متاسفانه باشگاه‌ها افرادی سطح پایین، بی سواد و گستاخ را برای هدایت تماشچیان انتخاب می کنند.

تریبونی برای آموزش یار دوازدهم وجود ندارد

دكتر احمد پدرام در بخش ديگري از اين ميزگرد با بیان اینکه اردیبهشت ماه امسال یک همایش بین المللی در اصفهان برگزار شد، اظهار‌کرد: بحث چگونگی مقابله با این ناهنجاری‌ها در بین تمامی اساتید و حدود 80 دانشجوی روانشناسی ورزشی وجود داشت و این مطلب یکی از مهم ترین دغدغه‌های روانشناسان ورزشی است.

وی سه نوع تخلیه روانی را بیان کرد و گفت: تخلیه سالم، تخلیه ناسالم و سرکوب وجود دارد، در روانشناسی ورزشی شخص خشم خود را سرکوب می‌کند یعنی اجازه نمی‌دهد خشمش آشکار شود و این شخص با این رفتار دچار بیماری می‌شود، اما یکی خشم و هیجان خود را مدیریت می‌کند یعنی به نوعی خشم خود را فرومی‌نشاند. برای مثال روز پیروزی بر استرالیا و صعود به جام جهانی یک روز ملی ورزش محسوب می‌شود، یک روز کارناوال شادی است که هواداران در خیابان‌ها شادی کردند و برای همیشه در خاطره‌ها ماند، در این روز نه درگیری رخ داد و نه معضلی به وجود آمد، اما متاسفانه بیان نمی‌کنند که یک هوادار و تماشاچی وطن پرست است که به خاطر کسب پیروزی به خیابان می‌آید و جشن می‌گیرد.

پدرام افزود: فوتبال و برخی از تیم‌ها در خیلی از جاهای دنیا آنقدر هوادرا پیدا کرده‌اند که به نوعی مانند یک دین شده است و هواداران دو سه میلیاردی را به خود اختصاص داده است، پس نمی‌توان هواداری را انکار کرد، اما در این بین بحث آموزش هیجانی اهمیت پیدا می‌کند که در پی آن رشد شخصیتی درست برای مربی، بازیکن، لیدر و یا تماشاچی انجام گیرد. به هوادران ورزشی و به خصوص فوتیال یار دوازدهم گفته می‌شود، اما تریبونی برای آموزش صحیح این افراد وجود ندارد، همچنین شناخت شخصیت‌های مختلف در هوادران نیز اهمیت دارد، طبق تحقیقات علمی تعدادی از هواردان حتما باید مدیریت شوند.

رییس کمیته روانشناسی ورزشی هیئت پزشکی ورزشی استان اصفهان تصريح‌كرد: بحث آموزش و خانواده یک سیر چرخشی دارد یعنی وقتی آموزش صحیح انجام شود خانواده درست می‌شود و وقتی خانواده به خوبی کارکرد خود را انجام دهد محیط آموزشی اصلاح پیدا می‌کند، هم اکنون عشق و خشم به ورزش و به خصوص فوتبال وجود دارد، برای مثال تعدادی از اشخاص علاقه دارند فوتبالیست شوند، پدر و مادر خود را تحت فشار گذاشته تا به شهری که دارای تیم است نقل مکان کنند و این فرد بتواند فوتبالیست شود و در ماه و یا سال مقدار زیادی پول بگیرد در این بین نگاه به" ورزش برای ورزش" جای خود را به حالت ابزارگونه می‌دهد و وظیفه اصلی خود را به عنوان فعالیتی برای حفظ سلامت از دست می‌دهد و این طرز فکر آسیب‌هایی را برای این فرد، خانواده و جامعه به دنبال خواهد داشت.

وي افزود: اگر آموزش صحیح وجود داشته باشد کار انتخاب نخبگان ورزشی به وسیله مربیان نیز آسان تر می شود، باید از کانال‌های متعدد به ورزش و ناهنجاری‌های ورزشی نگریسته شود، بايد آموزش به صورت رشد عاطفی و رشد شخصیتی و روابط اجتماعی در هر فردی که در ورزش سهیم است، چه مربی چه بازیکن و چه شخص دیگری به درستی انجام گیرد. همچنین چه اشکال دارد که پلیس به عنوان یک سازمان اجتماعی در روزهای مسابقات با لباس مناسب و غیر خشن در میادین ورزشی حضور داشته باشد، اما در حین حال می توانند به صورت مخفی هم آماده باشند که در صورت لزوم وارد صحنه شود و با اشخاصی که ضد اجتماع و ضد ارزش رفتار می‌کنند را کنترل کرده و درصورت نیاز برخورد کند.

تماشاچی یک عنصر اجتماعی است نه عنصر ورزشی

پدرام گفت: باید تریبونی برای آموزش وجود داشته باشد، اگر روانشناسی ورزشی را مانند یک مچ دست توصیف کرد، این مچ دست به تغذیه انگشتان که هر یک نماد عناصر مختلفی مانند رفتار سالم در بیرون زمین در داخل زمین و در اجتماع هستند کمک می‌کند، روانشناسی ورزشی کمک می کند که فرد انواع " من"، هوش هیجانی و هر چیز دیگر را به درستی فراگیرد، ورزشکار یک "من" خانوادگی،یک "من" اجتماعی ، یک "من" داخل زمین، یک "من" ایده آل، یک "من" جنسی، یک"من" جسمی و... دارد و می‌تواند آن ها را بشناسد و با هماهنگی با هم رشد یابد.

وي افزود: ورزشکار در حین ورزش ممکن است تحت تاثیر یکی از "من"‌های ناهنجار خود قرار گیرد و همین کافی است که او را دچار مشکل ‌کند، همچنین مغایرت انواع "من"‌های فرد سبب بروز ناهنجاری‌های رفتاری در ورزشکار یا هر فرد دیگری می‌شود. برنامه آموزشی برای ورزشکاران نباید مختص به اردو، قبل از مسابقه و مانند این‌ها شود، بلکه آموزش باید تدریجی و همیشگی و پایدار باشد تا در دراز مدت بتواند تاثیر مطلوب خود را نشان دهد.

وي اظهاركرد: در خصوص تماشاچیان محققان دریافته‌اند که برای مثال فوتبال بر روی تمامی روابط فردی و خانوادگی تاثیر می‌گذارد و وقتی روابط مناسب و درستی بین تماشاچیان و ورزشکاران باشد جامعه هم از معضلات مصون خواهد بود، همچنین جامعه با تاثیر مناسب خود بر تماشاچی و ورزشکار می‌تواند خانواده را از گزند مشکلات حفظ کند.

پدرام تصريح‌كرد: تماشچی نباید یک عنصر ورزشی تلقی شود بلکه باید به عنوان یک عنصر اجتماعی در نظر گرفته شود و باید دانست که رفتار مناسب با او تاثیرات مستقیم اجتماعی خواهد داشت، باید برای تمامی هوادارن و ورزشکاران آموزش در نظر گرفته شود تا بیاموزند روابط اجتماعی، همدلی خوشبینی و غیره را به عنوان پارامترهای هوش عاطفی بیاموزند تا اعتماد به نفس، جرات ابراز وجود نه به پرخاشگری منجر شود و نه به سرکوب در نتيجه تماشچی نه منفعل است نه پرخاشگر. روی رشد شخصیت تماشاچیان باید کار کرد تا بتوان به نتیجه رسید و جهل، نادانی و ندانستن پیچیدگی و علمی بودن این مسایل سبب می شود که اهمیت این آموزش ها از طرف مسؤولان به درستی درک نشود ودر پی آن انجام نگیرد.

اخلاق گرايي و قانونمندي بايد در مردم نهادينه شود

وحید قاسمی، جامعه شناس افزود: به نظرم جامعه ما در این دو دهه در قانونگرا کردن مردم و اخلاق گرا بار آوردن آنها تا حد زیادی موفق نبوده است. اخلاق را ما کجا دنبالش می گردیم. اخلاق را ما در معلمان دنبالش هستيم. معلمان به معنای عامش که این معلمان چه کسانی هستند این معلمان در مدرسه دانشگاه و حوزه هستند و نقش خیلی مهمی دارند. اگر شما احساس کردی در جامعه‌ای داری زندگی می‌کنی که این اخلاق توسط کسانی که خودشان وظیفه اصلی شان آموزش، رعایت و ترویج اخلاق است، زیر پا گذاشته می‌شود شما کم کم از نظر درونی خودت را راضی می‌کنی که وقتی آن شخص که معلم اخلاق است، اخلاق را زیر پا می‌گذارد چرا من که هیچ کاره هستم بخواهم اخلاق را رعایت کنم و بعد ممکن است اخلاق را زیر پا بگذاری و بعد قانونا نیروی انتظامی جلویت را نگیرد و بعد این اخلاق اشتباه را بروز می‌دهی. ولی مجازات لازم را نمی‌بینی. چون این مجازات را نمی‌بینی آن عمل را تکرار می‌کنی و در اصطلاح علمی شما همیشه در قبال رفتارت هزینه و پاداش می‌خواهی اگر یک رفتاری برایت هزینه داشت احتمالا آن را تکرا نمی‌کنی، ولی اگر هزینه نداشت بلکه پاداش داشت و دیگران تو را تایید کردند و به خاطر این عمل با تو مصاحبه هم کردند این مصاحبه به عنوان پاداش تلقی می‌شود و به فردی که اخلاق را رعایت نمی‌کند با این عمل ما تازه به او پاداش داده‌ایم.

وي افزود: چقدر ما قانون گرا هستیم. قانون چقدر برای ما مهم است. قانون هم یک سری متولی دارد. متولیان اصلی قانون یکی مجلسی‌ها هستند و یکی هم هیئت دولت است، آنها قانون را وضع می‌کنند و آنها فانون را اجرا می‌کنند، آخرین مرحله پلیس است، اول از همه مردم را باید اخلاق گرا بار بیاوریم، دوم از همه باید مردم را قانونگرا بار بیاوریم تا در 95 درصد موارد نیازی به پلیس و نیروی انتظامی نداشته باشیم. اما در آخر شما هر کاری که بکنی یک 5 درصد هستند که منطبق با آن چیزی که شما می خواهید نمی‌شود. که البته طبیعی است و در همه جوامع وجود دارد. ما قانون گرایي را در کجا می‌توانیم ببینیم. من شش ماه آلمان زندگی کردم در این مدت با وجود اینکه به طور مرتب به جاهای مختلف می‌رفتم، اما حتی یک تصادف هم ندیدم ولی یک هفته رفتم آفریقای جنوبی چند تصادف شدید آنجا دیدم. این نشان می دهد که مردم آلمان قانون را رعایت می‌کنند ولی در اینجا قانون را رعایت نمی کنند چون افراد در این جوامع مختلف هستند و اگر اشتباه نکنم ایران در رتبه اول تصادفات قرار دارد.

عضو هیئت علمی و دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان در همين خصوص گفت: این نشان می‌دهد که ما قانون گرا نیستیم و یک علت خيلی مهم دارد. یادگیری اجتماعی، ما مشاهده می‌کنیم و یاد می‌گیریم ما یاد گرفتیم که می‌شود قانون را زیر پا گذاشت و مجازات نشد. یاد گرفتیم که قانون را به خاطر منافع افراد تغییر داد. مثلا بیاییم قانون اساسی را تغییر بدهیم به خاطر اینکه یک فرد خاصی یک موقعیتی را در جامعه حفظ کند. هدف اصلی قانون این بوده است که زندگی انسان‌ها با نظم بیشتری طی شود. بعضي از افراد هستند که برای مردم الگو هستند ورزشکارها در رده آخر قرار دارند، گروه‌های مرجعی هستند که مردم از آنها الگو می‌گیرند این گروه‌ها افرادی هستند که معمولا در جامعه توانسته‌اند به نقش‌های بسیار بالا برسند، اگر ما احساس کنیم این افرادی که برای ما الگو هستند به طورمکرر واژه‌های زشت به کار می برند، توهین می‌کنند به دیگران و قانون را زیر پا می گذارند و حتی قانون ابلاغ شده را اجرا نمی کنند، وقتی مردم این افراد که برایشان الگو هستند را می بینند می‌گویند که چرا من اجرا کنم.

قاسمي تصريح‌كرد: ما نتوانستیم قانون گرایی و اخلاق گرایی را از طرق مختلف در مردم نهادینه کنیم. این مسایل آنقدر مهم است که باعث می شود ناهنجاری‌های مختلف در مکان‌های گوناگون و از جمله در ورزشگاه‌ها بروز پیدا کند. مادی گرایی هم خیلی مهم است . مادی گرایی یعنی چی؟ در دهه 60 ارزش‌های جامعه فرا مادی بود اصلا نشان دادن پول و ثروت زشت بود الان جامعه ما دارد به سمت یک مادی گرایی منفی پیش می‌رود. مادی گرایی یک ارزش شده است و فرا مادیات کمرنگ شده‌اند. البته مادی گرایی در همه جا مهم شده است و البته دلایلی هم دارد. وقتی فرد می بیند برای درست کردن یک دندان باید 300 هزار تومان بدهد خوب کم کم این پول برایش مهم می شود. می بیند چون با پول مسایلش حل می‌شود پس در نتیجه پول برایش مهم می‌شود. ممکن است این فرد از لحاظ فردی قانون گرا باشد ولی مادی گرایی آنقدر قوی است که بر او تحمیل می‌شود. وقتی مادی گرایی مهم می‌شود اخلاق گرایی هم با زیر پا گذاشتن قانون از بین می‌رود.

من در ذوب‌آهن به لیدرها باج نمی‌دادم

در ادامه کربکندی نیز گفت: ما در این مشکلات غرق هستیم. ما یک جاهایی می‌توانیم جلوی این ناهنجاری‌ها را بگیریم و احساسات را کنترل کنیم. زمان جام جهانی که آلمان بودم یک شب به خیابانی رفتم که برای پیروزی آلمان جشن گرفته بودند. با برنامه ریزی، مردم احساسات خود را تخلیه می‌کردند. با وجود حضور پلیس مردم کاملا آزاد بودند که هیجانات خود را تخلیه کنند. در آلمان این قانون است که انسان را شگفت زده می کند. دولت آلمان این برنامه ریزی را می‌کند که این احساسات در همه جای آلمان پراکنده نشود با برنامه ریزی همه تخلیه می‌شوند. این خستگی‌ها را کنترل می‌کند. در کشورهای اروپایی به افراد دائم الخمر دولت می‌آید پول می‌دهد که آنها زندگی بکنند و امنیت جامعه را بر هم نریزند .یعنی نگاه یک نگاه متفاوت است با کشور ما. در ورزش وقتی می‌بینید یک باشگاه به لیدرش بگوید من به شرطی ماهیانه یک میلیون تومان حقوق می‌دهم که اصولی که می خواهیم را در ورزشگاه رعایت کنید. من به این شرط به تو پول می‌دهم که شعار خوب بدهی. اگر این کار بشود و با پرداخت پولی که می دهیم بیاییم یک تمهیداتی را سر راه لیدر بگذاریم که بداند که اگر تخطی کرد در اصول اخلاق آن پول را هم نمی‌گیرد. اما وقتی می بینیم آن مدیر برای ماندنش به آن لیدر گیر است که شعار ندهد. چون اگر به لیدر پول ندهی می‌آید علیه تو شعار می‌دهد. در تمام این چرخه ایراد هست. ما حتی در انتخاب لیدرها هم بررسی درستی نداریم. این است که می‌گویم آب از سرچشمه خراب است.

وي افزود: من در گوشی خود صدای یک تماشاگر را در زمانی که ذوب‌آهن بودم به بازیکن گفتم ضبط کرده است که به بازیکن زنگ زده است که اگر می‌خواهی تشویقت کنیم باید به من پول بدهی. همه درد و اشکال را می دانیم ولی هر کدام به دلیلی و از جمله مسایل مالی كه ریشه بسیاری از این مشکلات است هيچ اقدامي نمي‌كنيم. یعنی شما پول بدهی مربی خوبی هستی و تو را تشویق می‌کنند. اگر پول ندهی توهین به تو می‌شود یک چیزی شبیه گروگان گیری است. من می‌خواهم بگویم هیچ اراده‌ای برای برخورد با این ناهجاری‌ها که می‌شود کنترل کرد وجود ندارد.

كربكندي اظهاركرد: مثلا در برنامه‌های ورزشی متاسفانه می‌بینیم که میکروفن جلوی دهان شخصی به نام جعفری ليدر ذوب آهن است . وقتی من آمدم ذوب‌آهن، با این آدم ها مبارزه کردم من به این لیدرها گفتم که اجازه نمی‌دهم باج خواهی کنید. خوب مربی بعدی که به جای من آمد، فحش‌های زشت به بازیکن می‌دهد و همه هم می‌دانند كه اين مربي فحاشي مي‌كند. بازیکن به دلیل منافعش فحش را می‌شنود ولی هیچ اعتراضی نمی کند، چون می‌گوید اگر اعتراض کنم اخراجم می‌کند و از پول محروم می شوم. یعنی ریشه خیلی از این نا هنجاری‌ها چه در جامعه و چه در ورزش به دلیل مسایل مالی است و هیچ اراده ای برای برخورد با این قضایا وجود ندارد و قحش و توهین ظاهرا باید با این وضع اتفاق بیفتد. وقتی من مربی ببرم می‌مانم و سالی 300 میلیون پول می گیرم. وقتی نبرم می روم کنار. من دو راه دارم یا برای بردن باید دست به هر کاری بزنم یا باید بپذیرم و بروم کنار. اگر این پول از انسانیت و اخلاق برایم مهمتر باشد دست به هر كاري مي زنم كه بمانم. پس می‌آیم برای ماندن مسیرهایی را انتخاب می‌کنم که با داور ارتباط برقرار کنم یا بازیکن حریف را بخرم به هر حال می روم به سمت تخلف. هر جایی بتوانم نفوذ کنم نفوذ می‌کنم. باز هم ریشه این مشکل به مسایل مادی بر می گردد. همانطور که می‌گوییم ناهنجاری‌های اجتماعی به مسایل مادی ارتباط دارد. چرا سرقت در جامعه بیشتر می‌شود چون فقر در جامعه گسترش پیدا کرده است. تمام این ناهنجاری‌ها ریشه مادی دارد.

تهدیدهای جنسی در ورزش ما رواج پیدا کرده است

همچنين دکتر پدرام در ادامه سخنان کربکندی گفت: آیا سرمربیان و آن لیدرها هم مثل مردم عادی ما نیاز مالی دارند. آیا در آمدهای میلیاردی سالانه آن ها با حقوق یک دکتر یکی است. من 30 سال کار کرده‌ام یک میلیون تومان حقوق می‌گیرم، اما اگر یک جوان 16 ساله عضو یک تیمی مثل ذوب آهن شود این فرد مال مردم است. ولی برای ورزش حرفه ای نیست ورزش حرفه‌ای در فقر فکری و فقر عاطفی غرق شده است وقتی سرمربی با لیدر زدو بند می‌کند دیگر برای نان شب دچار مشکل نمی‌شود برای طمع است. ورزش حرفه‌ای ما دارد غارت می‌کند بیت المال را. تامین مالی تعریفش چیست، خط فقر جایش کجاست. آیا ما دکترها نگران خریدن یک کتاب از آمریکا هستیم برای اینکه به روز باشیم، یا بازیکنی که دارد عشرتکده برقرار می کند.؟ چرا خودمان را فریب دهیم. تهدیدهای جنسی در ورزش ما رواج پیدا کرده است، هم اکنون این خطرات در ورزش ما وجود دارد، متاسفانه نیازهای مالی سبب شده که در ورزش اخلاق را زیر پا بگذارند که این اشتباه است بلکه این طمع مالی است که ورزشکار را به بی اخلاقی سوق می دهد.

وي افزود: امروز خویشتن داری را بسیاری از دوستان حرفه‌ای ما ندارند، آیا امروز ما در ورزش این 3 فاکتور خویشتن دار، خودباوری و رابطه سالم را می‌بینیم. آیا این سه باید اخلاقی را می‌بینیم بایدهای اخلاقی، بایدهای قانونی و بایدهای علمی. ما از طریق همین برنامه نودها می‌توانیم یک کرسی داشته باشیم برای آموزش‌های فرهنگی. متاسفانه تریبونی که به لیدرها می‌دهند بیشتر از تریبونی است که به مربیان می‌دهند. در ورزش باید روانشناسی شخصیت را در نظر بگیریم. نیازهای مادی معلمان ما باعث می‌شود گاهی به دروغ رو بیاوریم. جوان 17 ساله‌ای پیش من آمد و گفت به ما گفته‌اند که 300 میلیون با تو قرارداد می‌بندیم در حالی که توقع بیش از یک میلیارد تومان داشت.

من به عنوان یک ایرانی دلم می سوزد که اسم یک تیم را روی سی و سه پل نوشته‌اند

کربکندی در اين خصوص افزود: یک سری اشکالات در سیستم ورزش است. یک ورزشکار حرفه ای می‌آید از 5 سال تا 10 سال اگر اتفاقی برایش نیفتد باید یک عمر خودش را تامین کند. نه سواد دارد نه تحصیلات دارد نه تخصص شغلی دارد و نه تن کار دارد. یک بازیکنی که تا ساعت 11 صبح می خوابد و بعد 2 ساعت تمرین می‌کند نگران آینده خود است. اگر امروز این بازیکن قطع نخاع شد و آسیب دید هیچ کس دیگر سراغش را نمی‌گیرد. به یک ورزشکاری گفتند که چرا اینقدر حرف پول را می زنید گفت وقتی می‌روم اسطوره های دیروز ورزش کشور را می‌بینم که در فدراسیون برای ماهی 500 هزار تومان دارند سرو دست می شکنند باید آینده خودم را تامین بکنم. ما وقتی یک بیمه درست و حسابی در ورزش مان نداریم، پس ورزشکاری که در عرض 5 سال تا 10 سال باید تا 70 سالگی خود را تامین کند این ناامنی که از آینده دارد و یاد می‌گیرد که دیگر 10 میلیون برایش پول نیست.

دکتر پدرام معتقد است: اینجا روان شناسی مثبت گرا معنی پیدا می‌کند. امروز ما در روانشناسی مثبت بحثمان بیماری نیست. می گوییم یک ورزشکار حرفه ای می خواهد خوب زندگی کند تعریف خوب زندگی کردن یک تعریف درستی است. در روان شناسی هم تعريفی از شهرت وجود دارد. در روان شناسی یک سقفی برای شهرت وجود دارد یک شهرت مثبت داریم و یک شهرت منفی.

دکتر قاسمی گفت: ما در جامعه شناسی به این رفتارها می گوییم رفتار جمعی. در استادیوم های فوتبال هم یک رفتار جمعی می بینیم. معمولا وقتی بخواهیم رفتارهای جمعی را تحلیل بکنیم همه آن افرادی را که در این رفتار جمعی دخیل هستند را به یک چشم نگاه نمی‌کنیم. به 3 تیپ مختلف آنها را تقسیم می‌کنیم.که اولین گروهشان رهبران هستند آنهایی که پیش رو هستند و تحت عنوان لیدر، مربیان، برخی از بازیکنان که جز پیشروان محسوب می شوند. که تعدادشان با توجه به ویژگی شان اندک است. این تعداد اندک را ما ممعمولا با متغیرهای ساختاری نمی توانیم تحلیل کنیم بلکه باید به دنبال متغیرهای روانشناختی برویم و ببینیم از لحاظ فردی چه خصوصیاتی دارند که دست به چنین رفتارهایی می زنند. رهبران به این دلیل که متفاوت با جامه بودند رهبر شدند. یک تفاوتی با حد متوسط جامعه دارند که این حد متوسط را با متغیرهای اجتماعی می توانیم تحلیل کنیم. ولی رهبران را با متغیرهای اجتماعی مثل آموزش و خانواده نمی‌توانیم تحلیل کنیم و باید بیشتر به دنبال متغیرهای روانشناختی باشیم.

وي افزود: حرص و ولع یک پدیده اجتماعی تلقی نمی‌شود بلکه یک پدیده فردی است. در کنار این رهبران که تعدادشان انگشت شمار است یک نسبت کوچکی هستند که دنباله رو رهبران هستند و وقتی رهبر آن حرف را می‌زند حرفش را قبول دارند این‌ها را تا حدی با آموزش و نیروی انتظامی می‌شود کنترل کرد. یک گروه 80 تا 90 درصدی هستند که این ها تماشاگرانند و نگاه می‌کنند که بقیه چه کار می‌کنند و آن‌ها هم پیرویشان می‌کنند. ما باید با این سه گروه برخوردهای متفاوتی انجام دهیم. گروه تماشاگران ممکن است کسانی باشند که استادیوم را ترک می‌کنند و این شیوه‌ها را قبول ندارند، بعضی‌ها هم تحمل می‌کنند. ما اگر می خواهیم این ناهنجاری ها در ورزشگاه ها تمام شود باید بیشتر روی پیشروان کار بکنیم و روی حامیان. اگر این افراد را بتوانیم به رفتارهای صحیح هدایت بکنیم به احتمال زیاد آن 80 درصد هم پیروی رهبران حرکت خواهند کرد.

در ادامه پدرام اظهارکرد: من واقعا به عنوان یک ایرانی دلم می سوزد که با رنگ، اسم یک تیم را روی سی و سه پل نوشته اند. من می گویم لیدر این تیم یا سرمربی این تیم اگر سکویی داشته باشد که بتواند به هواداران بگوید وقتی اسم ما را روی پل خواجو می نویسيد نام ما را هم خراب می کنید ديگر اين اتفاق نخواهد افتاد. یک نکته جالب را باید بگویم که روانشناسان می‌گویند که هنرمندان، نظامیان و ورزشکاران بسیار تلقین پذیرند و اگر شعارها پخته باشد می‌توانیم آموزش‌هایی داشته باشیم که تماشاچی ما آسیب نبیند و به منابع مادی آسیب نزند و همان کادر فنی هم رفتار نرمال داشته باشند. اگر تماشاچی آموزش ببیند می‌تواند فضای سالم تری را ایجاد بکند و در خانواده‌ها هم این چرخه معیوب به یک چرخه مثبت تبدیل بشود. و از این طرف هم سر مربی و لیدر و مسؤولان در این ارتباط کمک کنند ما می توانیم امیدوار باشیم که بازیکن و تماشاچی را کنترل کرد و با نگاهی کارا اگر نگاه بکنیم جامعه ورزشی ما به عنوان یک جایگاه متعالی که با بیماری کار ندارد می‌تواند کمک کند.

برخی اصحاب رسانه‌ها هم در چرخه بده و بستان مالی حضور دارند

پدرام در خصوص جایگاه رسانه‌ها در كنترل ناهنجاري‌ها معتقد است که عینی کردن نتایج یک رفتار بهتر می تواند نتیجه دهد تا نصیحت و تا شعارهای اخلاقی. رسانه زاویه دیدش مهم است. خبرهای خوب و بد را مهم است که چگونه به آن بپردازیم.

کربکندی گفت: من سخنانم را با بحث رسانه به پایان می‌رسانم که رسانه چه رسالتی دارد. خیلی‌ها با برنامه نود مخالفند، اما من با این برنامه خیلی موافقم. مثلا نشان می دهد که دستشویی خراب است برنامه 90 شده است یک لولو برای مسوولان ما و وقتی این دستشویی را نشان می‌دهد که دفعه بعد درست شده است یعنی اینکه نتیجه مثبت دارد. البته رسانه‌های ما هم جز یکی از مشکلات ورزش ما محسوب می‌شوند. بخشی از این رسانه‌ها رسالتی را که بر عهده دارند انجام نمی‌دهند. رسانه‌ها نقش به سزایی در جلوگیری از این مشکلات یا بر طرف کردنش دارند. در زمان قبل از انقلاب تماشاگران را یک پاسبان کنترل می‌کرد چرا که پلیس جایگاه اصلی خود را داشت پلیس بر آن محیط احاطه داشت، اما الان یگان ویژه با تعداد زیادی نیرو باید یک ورزشگاه را کنترل کند.

وي افزود: معتقدم نقش رسانه‌ها فوق العاده مهم و موثر است خلافکار می‌داند که خلافش بیان شده و هویدا می‌شود، اما برخی از اصحاب رسانه‌ها هم آلوده‌اند و در آن چرخه بده و بستان مالی حضور دارند و آن جا است که اصول زیر پا گذاشته شده و خلاف دیده نمی‌شود، اگر رسالتی که بر عهده رسانه است به معنای واقعی انجام شود تاثیرات به سزایی خواهد داشت به دلیل اینکه مردم بسیاری از مطالب را از رسانه‌ها فرا می‌گیرند و رسانه خطی مشی دهنده است، برای مثال در رسانه ای عنوان شود" فلان مربی تعویض بدی کرد" همین دستاویز تماشاچی برای شعار علیه مربی می شود.

اين پيشكسوت فوتبال اظهاركرد: رسانه‌ها بر مردم تأثیر زیادی دارند پس تخلف باید به وسیله رسانه‌ها نقد و بیان شود، اما باید جایی هم برای رسیدگی به این تخلف وجود داشته باشد اگر رسانه انعکاس دهد اما کسی رسیدگی نکند باعث بیمه شدن خلافکار می‌شود و می بیند که هیچ کسی با او کاری ندارد و چه بسا تخلف خود را ادامه دهد.

همچنين دکتر قاسمی، عضو هیئت علمی و دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان در اين خصوص افزود: باید دید که رسانه با چه هدفی قصد دارد موضوع یا رفتار را پیگیری کند، به طور کلی با بیان تخلفات در رسانه بر اساس آن چه رسالتش است موافقم، ولی اینکه آیا رسانه‌ها با رسالت واقعی خود وارد حوزه می‌شوند باید به طور جداگانه بررسی شود. کاری که برنامه نود انجام می‌دهد این است که مسئله را طرح می کند و با کارشناسان مرتبط بحث می کند و پس از آن دنبال راه حل مسئله می‌گردد و این عالی است. بنابراین با چنین شیوه ای موافقم، البته رسانه‌هایی که نگرانند که اگر نقدی بیان شود و حمایت مالی از رسانه برداشته شود نمی‌تواند موفق باشد و رسالت واقعی خود را انجام نخواهد داد پس مجبور است یا کنار برود و یا برای ادامه فعالیتش منافع برخی‌ها را حفظ کند.

وي افزود: پیگیری رسانه‌ها نیز بسیار اهمیت دارد، این که قبلا چه شد که این مسئله رخ داد و در آینده نیز پیگیری شود که مسئله چه شد و آیا بهبود پیدا کرد. صرفا انعکاس موضوع کفایت نمی‌کند حتما باید پیگیری شود که مسؤولان در ارتباط با آن مسئله چه کرده‌اند؟ و به چه نتیجه ای رسیده‌اند این هم باید در رسانه و یا برنامه منعکس شود. همچنین بیش از اندازه بودنش مناسب نیست اگر مسائل اجتماعی بیش از اندازه به وسیله رسانه‌ها منعکس شود کم کم قبحش ریخته می‌شود و اثری که رسانه می‌تواند داشته باشد نخواهد داشت.

باید نود‌های بیشتری در حوزه‌های اجتماعی باشد

کربکندی رسانه‌هاي ورزشي را در بيان ديگاه‌ها آزادتر از ديگر رسانه‌ها ارزيابي كرد و افزود: رسانه‌های ورزشی برخلاف رسانه‌های سیاسی هیچ محدودیتی برای بیان موضوعات و مسایل ندارند. بر روی رسانه‌های سیاسی کنترل و نظارت شدید وجود دارد، اما در رسانه‌های ورزشی محدودیت ها کمتر است و کمک می‌کند که پیگیری مسایل امکان پذیر باشد و این پیگیری می تواند قاطع و قوی باشد.
برنامه نود ذاتا محتوایش انتقادی است به قول ضرغامی رییس سازمان صدا وسیما "ای کاش ما در تمامی مسایل جامعه یک برنامه نود داشتیم"، مردم ایران از نود خوششان می آید چرا که عادل فردوسی پور بلد است چگونه مسایل را بیان کند و در کجا به مسئله فراز و نشیب بدهد. مخاطبی که تا ساعت دو و سه بامداد پای تلویزیون می‌نشیند برایش اهمیت دارد که موضوع چگونه پیگیری می‌شود و چگونه پایان می‌یابد.

همچنين دكتر پدرام پيرامون نقش رسانه‌ها در كنترل ناهنجاري‌هاي ورزشي گفت: باید به رسانه جرأت داد و خود رسانه نیز جرأت داشته باشد، در برنامه نود جرأت وجود دارد، نباید مانند بسیاری از مسؤولان، برنامه‌ها و رسانه‌ها منفعل بود که هیچ چیزی نمی‌گویند و در حالت انفعال قرار دارند همچنینن پرخاشگری نیز صحیح نیست.

وي افزود: در بسیاری از رسانه‌ها یا بت سازی انجام می‌گیرد یا تخریب، و بعد از مدتی دوباره این سازوکار عوض می شود و بت تخریب قبلی تخریب می‌شود و آن که تخریب شده بود بت می شود! هر چه جرأت برنامه‌ها و رسانه‌ها بیشتر شود و نود‌های بیشتری در تمامی حوزه‌های اجتماعی افزایش یابد تأثیرات مطلوب تری را شاهد خواهیم بود.

گفت‌وگو از: سيد حبیب‌اله وکیل‌زاده و علیرضا حکیمیان